اسلام و پرسشگرى - محمد رضوىراد
اسلام چه جایگاهى براى پرسشگرى قائل است؟ چرا بسیارى از افراد و جوامع دینى، پرسشگرى را درباره دادههاى دینى نمىپسندند و گاه با آن برخورد مىکنند و پرسشگرى را یک نوع مخالفت مىپندارند؟
شواهد و دلایل دروندینى بیانگر این حقیقت است که اسلام هرگز باب پرسشگرى را مسدود نساخته است . تاریخ و سیره عملى انبیا و ائمه و بزرگان دین اسلام نشان مىدهد که همه آنان پرسشگر بودهاند . قرآن کریم بندگانى را که اقوال را بررسى مىکنند و بهترینشان را برمىگزینند بشارت مىدهد; صد البته اسلام نیز خود یک ایده و نظریه است و از این قاعده مستثنا نیست . بدین ترتیب، همه مسلمانان موظفاند در حد توان، تمام دادههاى دینى را بررسى کنند و پس از رسیدن به حقانیت آن، آگاهانه آن را اختیار نمایند .
کسانى باید از پرسشگرى هراس داشته باشند که درون خود و افکارشان، خلا و ضعفى مىبینند; درحالىکه منطق قرآن از ضعف و کاستى به دور است و مدعاى آن: «ان هذا القرآن یهدى للتى هی اقوم» (اسراء 17: 9) مىباشد; راه اقوم یعنى راهى که مدلل و موجه است و در درون خود، براى پرسشهاى منطقى، پاسخهاى منطقى دارد . اساسا یکى از شاخصههاى اصلى اسلام، آن است که معرفت را شرط قطعى ایمان و باور مىداند .
اگر نگاه دین به انسان و پرسشگرى، تا این اندازه پیشرفته، باز و همساز با مقتضیات طبیعى انسان است، پس چرا گاه سایه شوم تحکم و اجبار و برخورد ناصواب با پرسشگران و دگراندیشان را مشاهده مىکنیم؟ پاسخ روشن است: حساب «دین» از «انسان دینى» جداست . بسیارند کسانى که به صورت دادههاى دینى اکتفا کرده و از سیرت دادههاى دینى غافلاند; فراوانند کسانى که فهم خود را دین مىپندارند و با قطع و جزم، در بازاندیشى باورهایشان ناتواناند و هرگونه باز اندیشى را تزلزل دینى و خروج از حوزه دینى قلمداد مىکنند .
اما شکوفایى حیات دینى به نوع مواجهه ما با مقوله پرسشگرى بستگى دارد . هر امر جدیدى پرسشآفرین است و باید در پى جواب بود . انکار، بایکوت، منزوى ساختن و پوشاندن هر امر بدیع، راهحل منطقى نیست . باید با سینه باز و آغوشى گرم به استقبال پرسشها رفت و از دل پرسشها به رازهاى نوین آفرینش خیره گشت و همگام با زمان، آیندهاى شکوفا را رقم زد .
ایران، 27/8/81

