حکم روزه عاشورا چیست؟

درباره حکم روزه عاشورا نزد فقها اختلاف شدید وجود دارد، برخى آن را مستحب و برخى حرام و برخى مکروه مى‏دانند. اقوال دیگرى نیز در این مسأله وجود دارد. آیا تشریع این روزه به جهت موافقت با یهود بوده است؟ آیا بعد از تشریع روزه ماه مبارک رمضان این روزه ترک شده است؟ آیا پیامبر و اهل بیت چنین روزه‏اى مى‏گرفتند؟ آیا بنى امیه بر این روزه به جهت شادى و سرور تأکید داشته‏اند؟ این‏ها سؤالاتى است که در این بحث به آن مى‏پردازیم.

روزه عاشورا قبل از تشریع روزه رمضان
فقها در حکم روزه عاشورا قبل از نزول آیه روزه ماه رمضان اختلاف نموده‏اند که آیا واجب بوده است یا خیر؟
مطابق رأى برخى از علماى امامیه و نیز مفاد برخى از روایات، احتمال اوّل یعنى وجوب است. و امّا عامه، از جمله از ابوحنیفه نقل شده که قائل به وجوب است. و ظاهر مذهب شافعى این است که این روزه واجب نبوده است. براى شافعى دو قول و از احمد دو نوع روایت نقل شده است. اینک به آراى برخى از فقهاى فریقین اشاره مى‏کنیم:

آراى فقهاى امامیه
1 - محقّق قمى؛ مى‏فرماید: «ظاهر از اخبار آن است که روزه عاشورا قبل از نزول روزه ماه رمضان واجب بوده و سپس ترک شده است».784
2 - سید عاملى مى‏نویسد: «در روزه عاشورا اختلاف است که واجب بوده یا خیر. آن چه در روایات ما آمده این است که این روزه قبل از نزول روزه ماه رمضان واجب بوده است. و از جمله کسانى که روایت آن را نقل کرده‏اند، زراره و محمّد بن مسلم است».785
3 - مجلسى؛ از کتاب «المنتقى» نقل مى‏کند که در سال اوّل هجرت رسول خدا (ص) عاشورا را روزه گرفت و دیگران را نیز به آن امر کرد».786
از ظاهر کلمات فقهاى امامیه استفاده مى‏شود که آنان رأى معینى را در این باره انتخاب نکرده‏اند و تنها به نقل اختلافات و مفاد روایات اکتفا کرده‏اند، به جز محقق قمى که استناد به ظاهر روایاتى کرده که از آنها استفاده وجوب مى‏شود.

آراى فقهاى اهل سنت
1 - قاضى عینى مى‏گوید: «در حکم روزه عاشورا در اوّل اسلام اختلاف کرده‏اند، ابوحنیفه گفته: قبلاً واجب بوده است. اصحاب شافعى نیز دو رأى داده‏اند: مشهور آن دو این است که از زمان شرع اسلام مستحب بوده و هرگز در این امت واجب نشده است، ولى مستحب مؤکّد بوده است، و بعد از نزول روزه ماه رمضان بر اصل استحباب بدون تأکید باقى مانده است. رأى دوّم اصحاب شافعى همانند ابوحنیفه است. عیاض گفته: برخى از سلف، قائل بودند که این روزه واجب بوده و بر وجوب آن باقى است و نسخ نشده است، ولى قائلین به این رأى منقرض شده‏اند و اجماع بر عدم وجوب، و ثبوت استحباب حاصل است».787
2 - ابن قدامه مى‏گوید: «در روزه عاشورا اختلاف است که آیا واجب بوده یا خیر؟ قاضى مى‏گوید: واجب بوده است و این قیاس مذهب است. و او به دو دلیل استدلال کرده است. و از احمد روایت شده که واجب بوده است».788
3 - کاسانى مى‏نویسد: «روزه عاشورا در آن روز واجب بوده است».789
4 - عسقلانى مى‏گوید: «از مجموع احادیث استفاده مى‏شود که واجب بوده است».790 آن گاه براى اثبات ادعاى خود شش دلیل ذکر مى‏کند».

نقد کلام عسقلانى
ابن حجر مى‏نویسد: «پیامبر (ص) در موضوعاتى که امرى براى آن‏ها از جانب خداوند نرسیده بود، موافقت با یهود را دوست داشت، خصوصاً در مواردى که رأى یهود مخالف بت پرستان بود».791
اشکال
این ادعا مخالف با روایات نبوى است؛ زیرا پیامبر (ص) در جهت مخالفت با یهود فرمود: «صوموا عاشورأ و خالفوا فیه الیهود»؛792 «عاشورا را روزه بگیرید و در آن با یهود مخالفت کنید.»
و نیز یعلى بن شدّاد از پدرش روایت کرده که پیامبر (ص) فرمود: «صلّوا فى نعالکم و خالفوا الیهود»؛793 «در نعلین خود نماز گزارید و با یهود مخالفت کنید.»
و در روایتى دیگر از پیامبر (ص) روایت شده که فرمود: «لاتشبّهوا بالیهود»؛794 «خود را به یهود شباهت ندهید.»
حال با وجود چنین روایاتى آیا مى‏توان ادعا کرد که روزه عاشورا به جهت تشبّه به یهود تشریع شده است و پیامبر (ص) تشبه به آنان را دوست داشته است؟!

یهود و روزه عاشورا
با مراجعه به تاریخ پى مى‏بریم که مدار سنت نزد یهود ماه شمسى بوده است نه قمرى، و لذا روزه آنان در روز عاشورا و محرّم نبوده است، همان گونه که روز غرق شدن فرعون روز عاشورا نبوده، بلکه روز دهم از ماه آنان یعنى تشرین که کپور (کافره) مى‏نامند بوده است. و بر فرض این که آن روز با ورود پیامبر (ص) به مدینه در روز دهم محرّم همراه بوده، این محض اتفاق است. و لذا این که گفته شده روزه عاشورا منشأى یهودى داشته و از آنان به اسلام منتقل شده است، اصل و اساسى ندارد.
ابوریحان مى‏گوید: «تشرین سى روز است ... و در روز دهم از آن روزه کپور وارد است که به آن عاشورا مى‏گویند. و این در بین روزه‏هاى دیگر امتیازى خاص دارد و لذا واجب شده است...».795
حسن بن على سقّاف شافعى مى‏گوید: «الاَّن ما مشاهده نمى‏کنیم که شخصى یهودى روز دهم محرم را روزه گرفته یا آن را عید بداند، و در هیچ نوشته تاریخى به آن اشاره نشده است، بلکه آنان روز دهم از ماه تشرین را روزه مى‏گرفتند...».796
او همچنین مى‏گوید: «یهود تقویم خاصى براى خود دارد که با تقویم عرب اسلامى اختلاف آشکارى دارد. و این تقویم از ماه (تشرین) و سپس (حشران) شروع مى‏شود و به ماه (ایلول) ختم مى‏شود که ماه دوازدهم است. و در هر سالى کبیسه‏اى دارد که به آن یک ماه اضافه مى‏شود، تا سال کبیسه سیزده ماه شود که همان آذر دوم است و آن بین آذرماه هفتم و نیسان ماه هشتم فاصله مى‏گردد، و لذا آذر دوم ماه هفتم است. و عدد روزهاى سال در سال‏هاى عادى 353 یا 354 یا 355 روز است، ولى در سال کبیسه 383 یا 384 یا 385 روز به حساب مى‏آید. و لذا تقویم یهودى که الاَّن رایج است ماه‏هاى آن قمرى و سال‏هاى آن شمسى است».797
محمود پاشا فلکى درباره تقویم عرب قبل از اسلام مى‏نویسد: «از تاریخ به دست مى‏آید که یهودیان عرب نیز عاشورا داشتند. و عاشورا همان روز دهم از ماه تشرین است که اوّل ماه‏هاى سال مدنى آنان به حساب آمده و هفتمین ماه سال دینى شان است. و سال نزد یهود شمسى است نه قمرى، لذا روز عاشورا که در آن روز فرعون غرق شد، مقیّد به دهم محرّم نیست، بلکه به صورت اتفاق با زمان و روز ورود پیامبر (ص) به مدینه موافق شده است».798

حکم روزه عاشورا
روایاتى که درباره روزه عاشورا وارد شده مختلف است:
با مراجعه به مصادر روایى شیعه پى مى‏بریم که در برخى از آن‏ها اشاره شده که کفّاره یک سال به حساب مى‏آید، و این که روز عاشورا روز برکت و نجات است و پیامبر (ص) حتى کودکان را به امساک و روزه دارى آن روز سفارش مى‏کرده است.799
و در برخى دیگر خلاف آن رسیده است؛ یعنى مفاد آن چنین است که روزه عاشورا را باید ترک نموده و منهى عنه است. و در برخى دیگر به بدعت بودن آن اشاره شده و نیز گفته شده که آن روز امساک ندارد، و یا اینکه بهره روزه دار در آن روز آتش است. و نیز در برخى دیگر اشاره شده که پیامبر (ص) آن روز را امساک نمى‏کرده است.
نسبت به سیره عملى امامان معصوم قابل ذکر است که بدانیم از آنان یا اصحابشان هرگز نرسیده که آن روز را روزه مى‏گرفتند. و اگر امساک در آن روز مستحب بود، معصوم در ترک آن استمرار نمى‏نمود.800
در کتب اهل سنت نیز روایات در این موضوع مختلف است؛ زیرا مفاد بسیارى از آن روایات استحباب و تأکید بر روزه آن روز است، ولى برخى دیگر از روایات مغایر با آن‏ها است، به اینکه پیامبر (ص) روز عاشورا را روزه نمى‏گرفته و یا امر به روزه آن روز بعد از نزول روزه ماه رمضان نمى‏کرده است.801

روایات مانعه
1 - شیخ صدوق؛ به سند خود از امام باقر (ع) نقل کرده که حضرت درباره روزه عاشورا فرمود: «کان صومه قبل شهر رمضان، فلمّا نزل شهر رمضان ترک»؛802 «روزه عاشورا قبل از ماه رمضان بود، ولى چون روزه ماه رمضان نازل شد، آن روزه ترک شد.»
2 - کلینى؛ به سندش از امام باقر و امام صادق8 نقل کرده که فرمود: «لاتصم فى عاشورأ و لاعرفْ بمکْ و لا فى المدینْ و لا فى وطنک و لا فى مصر من الامصار»؛803 «در روز عاشورا و عرفه در مکه و مدینه و در وطنت و در شهرى از شهرها روزه نگیر.»
3 - و نیز به سندش از امام باقر (ع) نقل کرده که در جواب سؤال از روزه روز عاشورا فرمود: «صوم متروک بنزول شهر رمضان، و المتروک بدعْ»؛ «این روزه‏اى است که با نزول روزه ماه رمضان متروک شده است، و متروک بدعت است.»
راوى مى‏گوید: همین سؤال را از امام صادق (ع) بعد از پدرش کردم؟ همین جواب را داده و سپس فرمود: «أما انّه صوم یوم ما نزل به کتاب، و لاجرت به سنّْ، الاّ سنّْ آل زیاد بقتل الحسین بن على»؛804 «آگاه باش! این، روزه روزى است که قرآن بر آن نازل نشده و سنت بر آن جارى نشده است، جز آنکه سنت آل زیاد با کشتن حسین بن على بوده است.»
4 - همچنین کلینى به سند خود از عبدالملک نقل کرده که گفت: از امام صادق (ع) درباره روزه عاشورا و تاسوعا از ماه محرم سؤال کردم؟ حضرت فرمود: روز نهم روزى است که در آن روز حسین و اصحابش در کربلا محاصره شدند. و اسب سواران اهل شام جمع شدند و آنان را در کربلا پیاده نمودند. و ابن مرجانه و عمر بن سعد به جهت کثرت اسب سواران خشنود شدند، و حسین و اصحابش را در آن روز ضعیف شمردند، و یقین کردند که براى حسین یاورى نمى‏رسد، و اهل عراق او را کمک نخواهند کرد. پدرم به فداى مستضعف غریب! آن گاه فرمود: و امّا روز عاشورا پس روزى است که در آن روز حسین (ع) در بین اصحابش بر زمین افتاد و اصحابش نیز در کنار حضرت بر زمین افتادند. آیا در چنین روزى باید روزه گرفت؟ هرگز! قسم به پروردگار بیت الحرام. آن وقت، روز روزه دارى نیست، آن وقت تنها روز حزن و مصیبت است که بر اهل آسمان و اهل زمین و جمیع مؤمنین وارد شده است. و روز شادى و سرور براى فرزند مرجانه و آل زیاد و اهل شام است. غضب خدا بر آنان و بر ذریّه آنان باد.! و آن روزى است که تمام بقعه‏هاى زمین به جز بقعه شام بر او گریست. پس هرکس آن روز را روزه بدارد یا به آن تبرّک جوید خداوند او را با آل زیاد محشور خواهد کرد در حالى که قلبش مسخ شده و مورد سخط قرار گرفته است...».805
5 - و نیز از جعفر بن عیسى نقل کرده که از امام رضا (ع) درباره روزه روز عاشورا و آن چه مردم درباره آن مى‏گویند سؤال کردم؟ حضرت فرمود: «عن صوم ابن مرجانْ تسألنى»؛806 «از روزه فرزند مرجانه از من سؤال مى‏کنى؟ ...».
6 - و نیز به سند خود از زید نرسى نقل کرده که گفت: از عبیداالله بن زراره شنیدم که از امام صادق (ع) درباره روزه عاشورا سؤال مى‏کند؟ حضرت فرمود: «من صامه کان حظّه من صیام ذلک الیوم حظّ ابن مرجانْ و آل زیاد»؛807 «هر کس آن روز را روزه بگیرد بهره‏اش از آن روزه، بهره فرزند مرجانه و آل زیاد است.»
زید مى‏گوید: عرض کردم: بهره آنان از آن روزه چیست؟ حضرت فرمود: «النار، اعاذنا االله من النار، و من عمل یقرّب من النار»؛808 «آتش، خداوند ما را از آتش نجات دهد. هرکس این چنین کند خود را به آتش نزدیک کرده است.»

ترجیح روایات مانعه
روایاتى که دلالت بر نهى از روزه گرفتن در روز عاشورا دارد گر چه نزد برخى از فقها مورد مناقشه سندى قرار گرفته است، ولى مى‏توان آن‏ها را با وجوه و اعتباراتى تصحیح و ضعف آن‏ها را جبران نمود؛
1 - این روایات در کتب معتبره وارد شده است. همان گونه که از نراقى رسیده که مى‏گوید: «ضعف سند برخى از این روایات مضرّ به استدلال به آنها نیست؛ زیرا این روایات در کتب معتبر وارد شده، خصوصاً آن که در میان آن ها روایت صحیح نیز وجود دارد».809
2 - این روایات، مستفیض بلکه قریب به تواتر است. سید على طباطبایى؛ مى‏نویسد: «نصوصى که ترغیب به روزه عاشورا مى‏کند، با قصور سندهاى آن و عدم ظهور عمل کننده به اطلاق آن به طور کلّى، با روایات بیشترى که در مقابل قرار دارند معارض مى‏باشد. روایات متعارضى که نزدیک به تواتر است، و به همین جهت است که ممکن نیست به آنها عمل کنیم ولو از باب مسامحه...».810
3 - روایات مانعه از اعتبار سندى برخوردار است؛ زیرا شیخ طوسى؛ بین این دسته روایات و روایات ترغیب کننده، تعارض قرار داده و این دلالت بر اعتبار روایات مانعه دارد؛ زیرا تعارض فرع اعتبار سند و حجیّت آن است.
4 - روایات مانعه به جهت موافقتش با عمل معصومین: و اصحاب آنان و نیز سیره متشرّعه، از اعتبار ویژه‏اى برخوردار است.
نتیجه این که: رجحان ترک روزه در روز عاشورا است.

کراهت روزه عاشورا
متأخّرین از فقهاى شیعه فتوا به کراهت روزه در روز عاشورا داده‏اند، و حتى برخى، از قبیل بحرانى و مجلسى آن را تحریم نموده‏اند. اینک به ادله کراهت اشاره مى‏کنیم:
1 - روزه عاشورا سنتى براى دشمنان دین و اهل بیت بوده است، که مسلمین نباید این سنت را احیا کرده، خود را به آن شبیه کنند.
2 - روایاتى که دلالت بر جواز یا امر بر روزه عاشورا دارد را مى‏توان حمل بر امساک به جهت حزن نمود، نه به جهت روزه‏دارى، و یا این که مى‏توان حمل بر تقیه کرد.
3 - روزه چنین روزى نزد اهل بیت و اصحاب آنان معهود نبوده و سیره آنان نبوده است.
4 - روایاتى که ظهور در منع تحریمى دارند را به جهت قرینه وحدت سیاق بین آن‏ها و روایات نهى از روزه عرفه حمل بر کراهت مى‏کنیم، خصوصاً آن که برخى از روایات ناهیه ظهور در کراهت دارد.
آرى جماعت بسیارى از فقهاى امامیه به استحباب امساک تا وقت عصر، نه به قصد روزه فتوا داده‏اند، همچون شهید ثانى811، محقق کرکى812، علامه حلّى813، محقق اردبیلى814، شهید اول815، شیخ بهایى816، سبزوارى817، فیض کاشانى818، حرّ عاملى819، مجلسى820، کاشف الغطأ821، نراقى822، محقق قمى823 و... .

عاشورا، عید بنى امیه
بنى امیه نه تنها با برپایى عزادارى در سوگ سالار شهیدان مخالف بودند بلکه به جهت مقابله عملى با آن، روز عاشورا را به عنوان روز جشن و سرور معرّفى نمودند.
ابوریحان بیرونى مى‏نویسد: «مسلمانان روز عاشورا را به خاطر کشته شدن فرزند رسول خدا (ص)، آتش زدن خیام حرم، بر نیزه کردن سرها، و اسب دوانیدن بر اجساد - که هیچ امتى حتّى با اشرار خلق چنین نکرده است - شوم دانستند، ولى بنى امیّه در ایّام محرّم زینت کرده و عید گرفتند، و میهمانى برگزار نمودند. این رسم در ایّام حکومت آن‏ها رواج یافت، و حتى پس از انقراض آنان هم این رسم باقى ماند ولى شیعیان، سوگوارى و نوحه‏سرایى کرده و تربت امام حسین (ع) را در کربلا، روز عاشورا زیارت مى‏کنند».824
مقریزى مى‏نویسد: «علوى‏ها در مصر، روز عاشورا را روز حزن و اندوه قرار دادند، و پس از سقوط فاطمى‏ها و دولت آنان، ایّوبى‏ها روز عاشورا را روز شادمانى و جشن نمودند، چنان که شامیان نیز رسمشان این بوده است. این عادت زشت را حجاج بن یوسف در دوران حکومت عبدالملک مروان به خاطر مخالفت با شیعیان على - کرّم االله وجهه - که روز عاشورا را سوگوارى و اندوهناک بودند بنیان گذارد. آن گاه مى‏گوید: من جشن و شادمانى ایوبیان را در روز عاشورا درک کرده‏ام».825
ابن حجر هیتمى مى‏گوید: «نخستین کسى که روز عاشورا در حضور عبدالملک بن مروان و گروهى از صحابه و تابعین جشن گرفت حجاج بن یوسف ثقفى بود. آن گاه اعلام شد که یادآورى قتل حسین (ع) و مصائب او بر خطبا حرام است».826
حسن بن على سقّاف شافعى مى‏گوید: «ماکیا فیللى در کتابى به نام «الامیر» نوشته و مطالب آن را از واقعیّت حیات سیاسى اقتباس نموده است. و از جمله مطالبى که از واقعیّت حیات سیاسى آنان اقتباس نموده این منطق است که هدف وسیله را توجیه مى‏کند. بر اساس این قاعده براى حاکم سیاسى جایز مى‏دانند که حادثه عاشورا را دفن نمایند تا وسیله‏اى براى اهداف آنان باشد، گر چه این هدف منافى با دین و اخلاق است ولى در راه خاموش کردن شعله عاشورا و دفن قضیه کربلا به کار گرفتند. به همین جهت آنان به جعل اخبار پناه برده و آنها را به جدّ حسین (ع) نسبت دادند. و از آنجا که وسائل اعلام دستگاه حاکم از یک نواختى برخوردار نبود لذا سر از تعارض در آورد. آنان اخبار بسیارى را به امید دفن واقعه کربلا جعل کردند ولى همگى از هم پاشیدند و تنها قضیه کربلا بود که بر حال خود باقى ماند. قضیه جدّاً عظیم، مسأله حلال شمردن خون حسین (ع) است...».827

توجیه روایات مخالف
روایات جواز روزه عاشورا یا روایاتى که امر به آن کرده را مى‏توان به جهت موافقت آن‏ها با فتاوا و حدیث اهل سنت، حمل بر تقیه نمود، و لذا نوبت به تعارض نمى‏رسد. بر فرض ثبوت تعارض نیز آن دسته روایاتى را اخذ مى‏کنیم که مخالف با نظر عامه است که همان روایات مانعه باشد. و روایاتى که دلالت بر روزه گرفتن رسول خدا (ص) در روز عاشورا دارد را حمل بر قبل از نزول روزه ماه رمضان مى‏کنیم.
و امّا این که برخى روایات مجوّزه را حمل بر استحباب به عنوان حزن و جزع نموده‏اند صحیح به نظر نمى‏رسد؛ زیرا روایت حسن بن ابى غندر ظهور در روزه نگرفتن براى مصیبت دارد بلکه روزه را باید براى شکرگزارى و سلامت گرفت.
و مقتضاى جمع بین روایات این است که تا عصر روز عاشورا از خوردن و آشامیدن بدون قصد روزه امساک کند. و قبل از مغرب افطار کند و مفاد روایت ابن سنان نیز همین است.

روایات اهل سنت را نیز مى‏توان چنین توجیه کرد:
اولاً: اخیراً کتابى از سوى وهابیون سعودى درباره احادیث ضعیفه و موضوعه به صورت موسوعه‏اى بزرگ از سوى جماعتى از اساتید على حسن على حلبى، دکتر ابراهیم طه قیسى، دکتر حمدى محمّد مراد، در پانزده جلد تألیف شده، که دوازده جلد آن به ذکر احادیث ضعیفه پرداخته است و سه جلد دیگر آن فهرست احادیث است. از جمله احادیثى که در این موسوعه آورده و آن‏ها را تضعیف کرده احادیث مربوط به عاشورا با عناوین و موضوعات مختلف است، از قبیل: خلقت آسمان‏ها و زمین در روز عاشورا، عاشورا روز نهم بودن، روزه روز عاشورا کفّاره یک سال است، کسى که در روز عاشورا بر عیالاتش توسعه دهد خداوند بر او در یک سال توسعه خواهد داد و این که روز عاشورا روزى است که خداوند براى بنى اسرائیل دریا را شکافت.
ثانیاً: مضمون روایات عامه درباره صوم روز عاشورا مختلف است:
- برخى دلالت بر امر پیامبر (ص) به آن دارد، ولى زمان امر را مشخص نکرده است.
- برخى دلالت بر امر پیامبر (ص) در مدینه دارد.
- برخى دلالت بر روزه گرفتن پیامبر (ص) قبل از اسلام و نسخ آن به رمضان دارد.
- برخى دلالت دارد بر این که شروع آن، هنگام ورود پیامبر (ص) به مدینه بوده و به جهت موافقت با یهود امر به آن شده است.
- برخى از روایات نیز دلالت دارد بر این که روزه عاشورا به جهت مخالفت با یهود بوده است.
- برخى نیز دلالت بر عدم امر پیامبر (ص) به روزه عاشورا بعد از نزول روزه رمضان دارد و اینکه پیامبر (ص) در روز عاشورا روزه نگرفت و بعد از تشریع روزه رمضان آن را ترک کرد.
- برخى نیز بر استمرار آن تا زمان رحلت حضرت دلالت دارد. و مى‏دانیم که اختلاف در نقل موجب وهن روایت مى‏شود.
ثالثاً: تعداد بسیارى از این روایات، مشکل سندى دارد گر چه در مصادر دست اول اهل سنت وارد شده است.
رابعاً: تعدادى از روایات نیز مشکل دلالى دارند که در جاى خود به آن‏ها پرداخته شده است.