آیا اطاعت از حاکم ستمگر واجب است؟
یکى از مسائل مورد اختلاف بین اهل سنت و شیعه امامیه، اطاعت از امام و حاکم جائر و فاسق و ظالم است؛ آیا اگر خلیفه فاسق بود یا فاسق شد از خلافت عزل مىشود؟ و آیا مىتوان علیه او قیام کرد یا خیر؟
اجماع اهل سنت براین است که سلطان با فسق از خلافت عزل نمىشود، لذا نمىتوان با او مخالفت نمود و علیه او قیام کرد، تنها مىتوان او را موعظه و نصیحت نمود.
در مقابل، شیعه امامیه، به تبع از اهلبیت (ع)، اطاعت از حاکم ستمگر و فاسق را نه تنها واجب نمىداند بلکه حرام مىشمارد. در این بحث درصدد اثبات رأى اهلبیت: هستیم.
فتاواى اهل سنت درباره وجوب اطاعت از پیشواى ستمگر
1 - امام نووى مىگوید: «اهل سنت اجماع نمودهاند که سلطان و خلیفه، با فسق از خلافت عزل نمىشود...».732
2 - قاضى عیاض مىگوید: «جمهور اهل سنت از فقیهان، محدّثان و متکلمان معتقدند که سلطان با فسق، ظلم و تعطیل حقوق از خلافت عزل نمىشود».733
3 - قاضى ابوبکر باقلانى نیز مىنویسد: «جمهور اصحاب حدیث معتقدند امام با فسق، ظلم، غصب اموال و زدن سیلى به صورتها و متعرض جانهاى محترم شدن و تضییع حقوق و تعطیل حدود، از امامت خلع نمىشود و خروج بر او هم جایز نیست، بلکه تنها وظیفه مردم آن است که او را موعظه کرده و از عواقب کارهایش بر حذر دارند. و در آن چه از معاصى که مردم را به آنها دعوت نموده، نباید عمل کرد. اینان در این مسئله به روایاتى در وجوب اطاعت از امام و خلیفه، هر چند ظالم و ستمگر باشد و اموال مردم را به زور از آنان بستاند، تمسک کردهاند، زیرا پیامبر (ص) فرمود: «گوش فرا دهید و اطاعت نمایید از حاکمان ولو بندهاى باشد که بینىبریده یا حبشى است. و به هر شخص نیکوکار و فاسقى در نماز اقتدا نمایید.» و نیز فرمود: «از حاکمان خود اطاعت کنید اگرچه مالتان را به غارت برده و کمر شما را بشکنند».734
ولى برخى، از خود اهل سنت با این گروه مخالفت کردهاند و معتقد به عدم وجوب اطاعت از پیشواى جائرند، همانند ماوردى در الأحکام السلطانیه735 و عبدالقاهر بغدادى در اصول الدین736 و بزودى و ابن حزم ظاهرى در الفِصَل فى الملل والأهوأ و النحل737 و جرجانى در شرح المواقف738.
فتاواى علماى اهل سنت در حرمت خروج بر پیشواى ستمگر
همچنین علماى اهل سنت اتفاق کردهاند بر اینکه خروج برضدّ امام و خلیفه جائر و ستمگر جایز نیست.
از قدما، عبداالله بن عمر و احمد بن حنبل از مخالفین سرسخت خروج علیه خلیفه مسلمین بودهاند، گرچه ظالم و جائر باشد. ابوبکر مروزى از احمد بن حنبل نقل مىکند که او امر به جلوگیرى از خونریزى و انکار شدید از خروج علیه خلیفه مسلمین مىنمود.739
دکتر عطیه زهرانى در ذیل حکایت مروزى مىگوید: «سند این حکایت صحیح است و همین است مذهب سلف».740
امام نووى در شرح صحیح مسلم ادعاى اجماع نموده و مىگوید: «... و امّا خروج بر امامان مسلمین و جنگ با آنان به اجماع مسلمین حرام است، اگر چه فاسق و ظالم باشند».741
ولى این ادعا صحیح نیست، زیرا همانگونه که بعداً خواهیم گفت، شیعه امامیه مخالف آن است و معتقد است که نه تنها اطاعت از حاکم ظالم و جائر و فاسق، جایز نیست بلکه خروج علیه او نیز با شرایط خاصى واجب است.
دکتر محمّد فاروق نهبان حرمت خروج بر امام جائر و فاسق را به اکثر اهل سنت نسبت مىدهد و مىگوید: «علما در حکم انقلاب و شورش علیه امام ظالم و فاسق دو نظر دارند:
نظر اوّل آن است که خروج بر امام و خلع او از قدرت جایز است. این رأى معتزله و خوارج و زیدیه و برخى از مرجئه است، بلکه خروج را واجب مىدانند و به آیه: « وَتَعَاوَنُوا عَلَى الْبِرِّ وَالتَّقْوَى»، و آیه « فَقَاتِلُوا الَّتِى تَبْغِى حَتَّى تَفِئَ اًِّلَى أَمْرِ االله» و آیه « لاَ یَنَالُ عَهْدِى الظَّالِمِینَ»، تمسک کردهاند... .
نظر دیگر آن است که شمشیر کشیدن بر علیه امام جایز نیست، زیرا منجر به فتنه و خونریزى خواهد شد و این نظرِ اکثریت اهل سنّت و رجال حدیث و عده زیادى از صحابه از قبیل ابن عمر و سعد بن ابىوقّاص و اسامْ بن زید است».742
ادلّه اهل سنت بر وجوب اطاعت از جائر و حرمت خروج
الف - روایات
علماى اهل سنت در حرمت خروج بر امام جائر و وجوب اطاعت از او، به روایاتى تمسک کردهاند که از طریق خودشان نقل شده است، اینک به برخى از آنها اشاره مىکنیم:
1 - مسلم در صحیح خود از حذیفه نقل مىکند که پیامبر اکرم (ص) فرمود: «بعد از من امامانى به حکومت مىرسند که به هدایت من هدایت نمىشوند و به سنّت من عمل نمىکنند و زود است که قیام کنند در میان آنان مردانى که قلبهایشان همانند قلبهاى شیاطین است در بدن انسان. حذیفه مىگوید: عرض کردم: چه کنم اى رسول خدا اگر چنین موقعیّتى را درک نمودم؟ حضرت فرمود: گوش فرا مىدهى و اطاعت مىکنى اگر چه به کمر تو بکوبد و مال تو را به زور بگیرد؛ تو گوش به فرمان او بده و او را اطاعت کن».743
2 - و نیز از ابن عباس نقل مىکند که رسول خدا (ص) فرمود: «هر کس از امام خود چیزى ببیند که موجب کراهت او شود باید صبر کند، زیرا کسى که از جماعت جدا شود، به مرگ جاهلیت از دنیا رفته است».744
3 - و نیز در روایتى دیگر از پیامبر اکرم (ص) نقل مىکند که فرمود: «به طور قطع هر کس بر سلطان خود به اندازه یک وجب خروج کند به مرگ جاهلیت از دنیا رفته است».745
4 - و نیز از عبداالله بن عمر بن خطّاب نقل مىکند که در واقعه حرّه در زمان یزید بنمعاویه مىگفت: از رسول خدا (ص) شنیدم که مىفرمود: «هرکس که ازاطاعت سلطان خود بیرون رود، خدا را ملاقات مىکند در حالى که حجّت و دلیلى ندارد. و هر کس که بمیرد و برگردنش بیعت سلطان نباشد مانند مردن جاهلیت از دنیا رفته است».746
ب - حفظ نظام امور مسلمین
برخى از علماى اهل سنت براى عدم جواز خروج علیه امام جائر و فاسق، به این قاعده استدلال کردهاند که حفظ نظام مسلمین در رأس امور است و خروج بر او سبب وجود فتنه و هرج و مرج و خونریزى در میان مسلمین مىشود، لذا جایز نبوده بلکه حرام است.
دکتر محمّد فاروق نهبان مىگوید: «... اکثر اهل سنت بر این عقیدهاند که خروج بر امام اگرچه جائر باشد جایز نیست، زیرا منجر به فتنه و خونریزى خواهد شد... .»747
اشکال
الف - جواب روایات
این نظریّه که اطاعت از خلیفه و سلطان واجب است هر چند فاسق و ظالم باشد و خروج بر او نیز حرام است، از جهاتى اشکال دارد که به برخى از آنها اشاره مىکنیم:
1 - مخالف با صریح آیات
از آیات استفاده مىشود که امامت و خلافت، حقّ انسان فاسق و جائر نیست و نباید از او اطاعت کرد»:
الف - « وَاًِّذِ ابْتَلَى اًِّبْرَاهِیمَ رَبُّهُ بِکَلِمَاتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قَالَ اًِّنِّى جَاعِلُکَ لِلنَّاسِ اًِّمَاماً قَالَ وَمِنْ ذُرِّیَّتِى قَالَ لاَ یَنَالُ عَهْدِى الظَّالِمِینَ»؛748 «به یاد آر هنگامى که خداوند ابراهیم را به امورى چند امتحان فرمود و او همه را به جاى آورد، خدا بدو گفت: من تو را به پیشوایى خلق برگزیدم. ابراهیم عرض کرد: این پیشوایى را به فرزندان من نیز عطا خواهى نمود؟ خداوند فرمود: عهد من هرگز به ستمکاران نخواهد رسید.»
ب - « ... أَفَمَنْ یَهْدِى اًِّلَى الْحَقِّ أَحَقُّ أَنْ یُتَّبَعَ أَمَّنْ لاَ یَهِدِّى اًِّلاَّ أَنْ یُهْدَى فَمَا لَکُمْ کَیْفَ تَحْکُمُونَ»؛749 «آیا آن که خلق را به راه حقّ رهبرى مىکند سزاوارتر به پیروى است یا آنکه هدایت نمىکند مگر آنکه خود هدایت شود؟ پس شما مشرکان را چه شده و چگونه چنین قضاوت باطل براى بتها مىکنید؟».
از این آیه استفاده مىشود کسى که هدایت به حقّ نمىکند سزاوار اطاعت و متابعت نیست.
ج - برخى از آیات، عقوبت خضوع و میل به ستمگران را آتش جهنم قرار داده، مىفرماید: « وَلاَ تَرْکَنُوا اًِّلَى الَّذِینَ ظَلَمُوا فَتَمَسَّکُمُ النَّارُ»؛750 «و شما مؤمنان هرگز نباید با ظالمان همدست و دوست شوید وگرنه آتش کیفر آنان شما را خواهد گرفت.»
د - قرآن حاکمى را که حکم به ما أنزل االله نکند کافر دانسته، مىفرماید: « ... وَمَنْ لَمْ یَحْکُمْ بِمَا أَنزَلَ االله فَأُوْلَئِکَ هُمُ الْکَافِرُونَ»؛751 «و هر کس به خلاف آن چه خدا فرستاده حکم کند چنین کس از کافران خواهد بود.» و مىدانیم که اطاعت از کافر جایز نیست.
2 - مخالف با ادله حرمت اطاعت اهل معصیت
آیات بسیارى در قرآن به طور مطلق و عموم - به نحوى که مانع از تخصیص و تقیید است - از اطاعت اهل معصیت و گناه نهى مىکند هر چند خلیفه و سلطان و امام باشد.
1 - خداوند متعال مىفرماید: « فَلاَ تُطِعِ الْمُکَذِّبِینَ»752 «پیروى مکن دروغ گویان را.»
2 - « وَلاَ تُطِعْ کُلَّ حَلاّ َّفٍ مَهِینٍ»753 «و تو هرگز اطاعت مکن احدى از منافقان پست را که دائم سوگند مىخورند.»
3 - « وَلاَ تُطِعِ الْکَافِرِینَ وَالْمُنَافِقِینَ»؛754 «و تو هرگز اطاعت مکن کافران و منافقان را.»
4 - « وَلاَ تُطِیعُوا أَمْرَ الْمُسْرِفِینَالَّذِینَ یُفْسِدُونَ فِى الاْ َرْضِ وَلاَ یُصْلِحُونَ»؛755 «و از رفتار رؤساى مسرف و ستمگر که در زمین فساد مىکنند و به اصلاح حال مردم نمىپردازند، پیروى نکنید.»
5 - « فَاصْبِرْ لِحُکْمِ رَبِّکَ وَلاَ تُطِعْ مِنْهُمْ آثِماً أَوْ کَفُوراً»؛756 «بر طاعت حکم پروردگار شکیبا باش و از مردم بدکار کفر پیشه اطاعت مکن.»
6 - « وَلاَ تُطِعْ مَنْ أَغْفَلْنَا قَلْبَهُ عَنْ ذِکْرِنَا وَاتَّبَعَ هَوَاهُ وَکَانَ أَمْرُهُ فُرُطاً»؛757 «و هرگز آنان که ما دلهایشان را از یاد خود غافل کردهایم و تابع هواى نفس خود شدند و به تبهکارى پرداختند، متابعت مکن.»
7 - « یَوْمَ تُقَلَّبُ وُجُوهُهُمْ فِى النَّارِ یَقُولُونَ یَا لَیْتَنَا أَطَعْنَا االله وَأَطَعْنَا الرَّسُولا # وَقَالُوا رَبَّنَا اًِّنَّا أَطَعْنَا سَادَتَنَا وَکُبَرَأَنَا فَأَضَلُّونَا السَّبِیلا # رَبَّنَا آتِهِمْ ضِعْفَیْنِ مِنَ الْعَذَابِ وَالْعَنْهُمْ لَعْناً کَبِیراً»؛758 «در آن روز صورتهایشان در آتش دگرگون مىشود و مىگویند: اى کاش خدا و رسول را اطاعت مىکردیم. و گویند: اى خدا! ما از بزرگان و پیشوایان خود اطاعت کردیم و ما را به گمراهى کشیدند. اى خدا! عذاب آنان را سخت و مضاعفساز و به لعن و غضب شدید گرفتارشان ساز.»
8 - « وَلاَ تَرْکَنُوا اًِّلَى الَّذِینَ ظَلَمُوا فَتَمَسَّکُمُ النَّارُ»؛759 «و شما مؤمنان هرگز نباید با ظالمان همدست و دوست شوید و گرنه آتش کیفر آنان شما را خواهد گرفت.»
3 - مخالفت با ادله امر به معروف و نهى از منکر
خداوند متعال در قرآن کریم به طور عموم یا اطلاق دستور داده تا مردم را به معروف دعوت کرده و از منکر پرهیز دهند، این عمومات تمام افراد آمرین و مأمورین را شامل شده و انحاى مختلف از آن را نیز شامل مىگردد:
خداوند متعال مىفرماید: « وَ لْتَکُنْ مِنْکُمْ أُمٌَّْ یَدْعُونَ اًِّلَى الْخَیْرِ وَ یَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ یَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْکَرِ وَ أُولئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ»؛760 «باید از میان شما جمعى دعوت به نیکى و امر به معروف و نهى از منکر کنند و آنان همان رستگارانند.»
و نیز مىفرماید: « کُنْتُمْ خَیْرَ أُمٍَّْ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ تَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْکَرِ وَ تُؤْمِنُونَ بِاللَّه»؛761 «شما بهترین امّتى هستید که براى انسانها آفریده شدهاید [چه این که] امر به معروف و نهى از منکر مىکنید و به خدا ایمان دارید.»
و نیز مىفرماید: « لُعِنَ الَّذینَ کَفَرُوا مِنْ بَنى اًِّسْرائیلَ عَلى لِسانِ داوُدَ وَ عیسَى ابْنِ مَرْیَمَ ذلِکَ بِما عَصَوْا وَ کانُوا یَعْتَدُونَ # کانُوا لا یَتَناهَوْنَ عَنْ مُنکَرٍ فَعَلُوهُ لَبِئْسَ ما کانُوا یَفْعَلُونَ»؛762 «کافران بنى اسرائیل بر زبان داود و عیسى بن مریم لعن [و نفرین] شدند این به خاطر آن بود که گناه کردند و تجاوز مىنمودند. آنان از اعمال زشتى که انجام مىداد یکدیگر را نهى نمىکردند، چه بد کارى انجام مىدادند.»
4 - مخالفت با روایات اهل سنت
این نظریه مخالف با روایات دیگرى است که در مصادر حدیثى اهل سنّت وارد شده است که مردم را از اطاعت خلیفه جائر و فاسق نهى مىکند. و ما مىدانیم که:
اولاً: هر روایتى را باید به کتاب خدا عرضه کرد؛ اگر با آن مخالف بود باید بر دیوار زد. ومى دانیم که روایات وجوب اطاعت از جائر با آیات قرآن مخالف است، لذا مورد قبول نیست.
ثانیاً: روایاتِ وجوب اطاعت از جائر، با روایات حرمت اطاعت از جائر تعارض دارد و طبق قانون باب تعارض، مرجع، کتاب خداست و به آن دسته روایاتى عمل مى شود که موافق با کتاب خداوند است؛ یعنى روایاتى که نهى از اطاعت جائر دارد.
ثالثاً: بر فرض استقرار تعارض و عدم رجوع به قرآن، حد اقل باید حکم به تساقط شود و با تساقط، به عمومات قرآنى رجوع مىکنیم که نهى از اطاعت جائر دارد.
اینک به برخى از روایاتى که در مصادر حدیثى اهل سنت آمده و از اطاعت حاکم جائر و فاسق نهى نموده، اشاره مىکنیم:
الف - رسول خدا (ص) فرمود: «چرخ آسیاب اسلام زود است به زودى به حرکت در مىآید که به حرکت در آید. هر جا که قرآن دور مىزند شما نیز به دور او بگردید. روزى خواهد آمد که سلطان و قرآن به جنگ یکدیگر آیند و از یکدیگر جدا شوند. به طور قطع زود است که بر شما پادشاهانى حکمرانى کنند، که بر خود به نوعى حکم مىکنند و بر دیگران به نوعى دیگر. اگر از آنان اطاعت کنید، شما را گمراه مىکنند. واگر نافرمانى کنید شما را به قتل مىرسانند. گفتند: اى رسول خدا! اگر آن زمان را درک کردیم چهکنیم؟ فرمود: همانند اصحاب عیسى باشید که با قیچى، بدن آنان تکهتکه مىشد و بر دار مىرفتند، ولى اطاعت از جائر نمىکردند. مردن در راه اطاعت بهتر است از زندگانى در معصیت».763
ب - عبد االله بن عمر مىگوید: رسول خدا (ص) فرمود: «بر مرد مسلمان است که به حرف خیلفه خود گوش فراداده و اطاعت او را کند در آنچه دوست داشته یا کراهت دارد، مگر آنکه امر به معصیت شود که در این صورت اطاعت جایز نیست.764
ج - عبداالله بن مسعود مىگوید: رسول خدا (ص) فرمود: «زود است که بعد از من مردانى متولّى امور شما گردند، که سنت را خاموش و عمل به بدعت کنند و نماز را از اوقاتش تأخیر اندازند. عرض کردم: اى رسول خدا! اگر آن زمان را درک کردم چهکنم؟ فرمود: از من سؤال مىکنى که چه کنم اى فرزند ام عبد؟ کسى که خدا را معصیت مىکند، اطاعت ندارد».765
5 - مخالف با احادیث اهل بیت:
الف - سیوطى در تفسیر آیه شریفه: « لاَ یَنَالُ عَهْدِى الظَّالِمِینَ» از على بن ابىطالب (ع) نقل مىکند که فرمود: «اطاعت تنها در معروف و کارهاى نیک است».
ب - طبرى و دیگران از امام حسین (ع) نقل کردهاند که آن حضرت (ع) در راه خود به طرف کوفه در منزل «بیضه» فرمود: «اى مردم! رسول خدا (ص) فرمود: هرکس سلطان ظالمى را ببیند که حلال خدا را حرام کرده، عهد خدا را شکسته، با سنت رسول خدا (ص) مخالفت کرده، در بین بندگان خدا به گناه و ظلم رفتار مى کند؛ آن گاه به فعل و قول بر او اعتراض نکند و درصدد تغییر وضع موجود نباشد، بر خداوند است که او را در آن جایگاهى که باید برود، ببرد یعنى وارد جهنم کند».766
ج - طبرى و دیگران نقل کردهاند که حسین بن على (ع) در جواب نامه اهل کوفه چنین مرقوم داشت: «به جان خودم سوگند! نیست امام مگر کسى که به کتاب خدا عمل کرده و به قسط و عدل متمسک باشد. حقّ را ادا کرده و نفس خود را براى خداوند حبس نماید».767
د - باز طبرى و دیگران نقل کردهاند که حسین بن على (ع) خطاب به ولید فرمود: «اى امیر! ما اهل بیت نبوت و جایگاه رسالت و محلّ آمد و شد ملائکه و محلّ نزول وحىایم. تنها به وسیله ما خداوند فتح و ختم مىنماید. یزید مردى است شارب الخمر، کشنده جان محترم، به طور علنى فسق و فجور انجام مىدهد و کسى همانند من با او بیعت نمىکند».768
امام حسین (ع) کیست؟
امام حسین (ع) کسى است که به نصّ آیه تطهیر معصوم است. رسول خدا (ص) در حق او مىفرماید: «الحسن و الحسین سیّدا شباب اهل الجنْ»؛769 «حسن و حسین دو آقاى جوانان اهل بهشتاند.»
و نیز فرمود: «حسین منّى و أنا من حسین»؛770 «حسین از من است و من از حسین.»
و در جایى دیگر فرمود: «خیر رجالکم على بن أبى طالب، و خیر شبابکم الحسن و الحسین، و خیر نسأکم فاطمْ بنت محمد»؛771 «بهترین مردان شما على بن ابىطالب و بهترین جوانان شما حسن و حسین و بهترین زنان شما فاطمه، دختر محمّد است.»
ابن عباس مىگوید: پیامبر (ص) فرمود: «شبى که به معراج رفتم بر درِ بهشت دیدم نوشته بود: «لا اًّله اًّلاّ االله، محمّد رسول االله، على حبّ «حبیب» االله، الحسن والحسین صفوْ االله، فاطمْ أمَْ االله «خیرْ االله»، على باغضهم لعنْ االله»؛772 «خدایى به جز او نیست. محمد فرستاده اوست. علىّ محبوب اوست. حسن و حسین برگزیده خدایند، فاطمه کنیز خداست. لعنت خدا بر هر کسى باد که بغض آنان را در دل داشته باشد.»
سرّ انتشار روایات اطاعت از جائر
با وجود این همه روایات در کتب شیعه و سنى، که دلالت بر حرمت اطاعت از حاکم جائر و فاسق دارد، پى مىبریم روایاتى که امر به اطاعت از حاکم جائر و فاسق دارد و خروج بر او را جائز نمىداند، از جعلیات حاکمان بنىامیه و بنىعباس است، تا بتوانند با وجود فسق و فجور و ظلمى که دارند، اطاعت مردم را از دست ندهند و مردم را به اطاعت از دستورهایشان ترغیب کرده، جلوى خروج علیه خودشان را بگیرند. و متأسفانه بدون هیچگونه تأملى در این روایات و مقایسه آنها با آیات و روایات دیگر، محدثان اهل سنت آنها را در کتب حدیثى خود آورده و فقهاى اهل سنت نیز به آن، فتوا دادهاند. غیر از آن که این روایات با آیات و روایات دیگر متعارض است، باید به این نکته نیز توجه داشت که دشمن اگر در صدد جعل حدیث است، گاهى سندهاى صحیح نیز جعل مىکند.
ب - جواب حفظ نظام
از مجموعه ادله مخالفین خروج بر علیه حاکم جائر استفاده مىشود که حفظ نظام واجب است، ولى باید توجه داشت که حفظ هر نظامى واجب نیست و تنها نظامى باید حفظ شود که حاکمش عادل و عملکننده به دستورهاى الهى باشد و حکومت نیز، اسلامى باشد. این نوع حکومت و حاکم را باید حفظ کرد و نباید با آن مخالفت ورزید. ولى اگر نظامى به اسم اسلام بوده، حاکم و حکومت آن اهل ظلم و فسق است، حفظ آن واجب نیست و باید براى برپایى نظام اسلامى قیام کرد و نظام طاغوتى و فسق را از میان برداشت، همان کارى که امام حسین (ع) با نظام طاغوتى و فسق و فجور یزید بن معاویه انجام داد.

