آیا اطاعت از حاکم ستمگر واجب است؟

یکى از مسائل مورد اختلاف بین اهل سنت و شیعه امامیه، اطاعت از امام و حاکم جائر و فاسق و ظالم است؛ آیا اگر خلیفه فاسق بود یا فاسق شد از خلافت عزل مى‏شود؟ و آیا مى‏توان علیه او قیام کرد یا خیر؟
اجماع اهل سنت براین است که سلطان با فسق از خلافت عزل نمى‏شود، لذا نمى‏توان با او مخالفت نمود و علیه او قیام کرد، تنها مى‏توان او را موعظه و نصیحت نمود.
در مقابل، شیعه امامیه، به تبع از اهل‏بیت (ع)، اطاعت از حاکم ستمگر و فاسق را نه تنها واجب نمى‏داند بلکه حرام مى‏شمارد. در این بحث درصدد اثبات رأى اهل‏بیت: هستیم.

فتاواى اهل سنت درباره وجوب اطاعت از پیشواى ستمگر
1 - امام نووى مى‏گوید: «اهل سنت اجماع نموده‏اند که سلطان و خلیفه، با فسق از خلافت عزل نمى‏شود...».732
2 - قاضى عیاض مى‏گوید: «جمهور اهل سنت از فقیهان، محدّثان و متکلمان معتقدند که سلطان با فسق، ظلم و تعطیل حقوق از خلافت عزل نمى‏شود».733
3 - قاضى ابوبکر باقلانى نیز مى‏نویسد: «جمهور اصحاب حدیث معتقدند امام با فسق، ظلم، غصب اموال و زدن سیلى به صورت‏ها و متعرض جان‏هاى محترم شدن و تضییع حقوق و تعطیل حدود، از امامت خلع نمى‏شود و خروج بر او هم جایز نیست، بلکه تنها وظیفه مردم آن است که او را موعظه کرده و از عواقب کارهایش بر حذر دارند. و در آن چه از معاصى که مردم را به آن‏ها دعوت نموده، نباید عمل کرد. اینان در این مسئله به روایاتى در وجوب اطاعت از امام و خلیفه، هر چند ظالم و ستمگر باشد و اموال مردم را به زور از آنان بستاند، تمسک کرده‏اند، زیرا پیامبر (ص) فرمود: «گوش فرا دهید و اطاعت نمایید از حاکمان ولو بنده‏اى باشد که بینى‏بریده یا حبشى است. و به هر شخص نیکوکار و فاسقى در نماز اقتدا نمایید.» و نیز فرمود: «از حاکمان خود اطاعت کنید اگرچه مالتان را به غارت برده و کمر شما را بشکنند».734
ولى برخى، از خود اهل سنت با این گروه مخالفت کرده‏اند و معتقد به عدم وجوب اطاعت از پیشواى جائرند، همانند ماوردى در الأحکام السلطانیه735 و عبدالقاهر بغدادى در اصول الدین736 و بزودى و ابن حزم ظاهرى در الفِصَل فى الملل والأهوأ و النحل737 و جرجانى در شرح المواقف738.

فتاواى علماى اهل سنت در حرمت خروج بر پیشواى ستمگر
هم‏چنین علماى اهل سنت اتفاق کرده‏اند بر این‏که خروج برضدّ امام و خلیفه جائر و ستمگر جایز نیست.
از قدما، عبداالله بن عمر و احمد بن حنبل از مخالفین سرسخت خروج علیه خلیفه مسلمین بوده‏اند، گرچه ظالم و جائر باشد. ابوبکر مروزى از احمد بن حنبل نقل مى‏کند که او امر به جلوگیرى از خون‏ریزى و انکار شدید از خروج علیه خلیفه مسلمین مى‏نمود.739
دکتر عطیه زهرانى در ذیل حکایت مروزى مى‏گوید: «سند این حکایت صحیح است و همین است مذهب سلف».740
امام نووى در شرح صحیح مسلم ادعاى اجماع نموده و مى‏گوید: «... و امّا خروج بر امامان مسلمین و جنگ با آنان به اجماع مسلمین حرام است، اگر چه فاسق و ظالم باشند».741
ولى این ادعا صحیح نیست، زیرا همان‏گونه که بعداً خواهیم گفت، شیعه امامیه مخالف آن است و معتقد است که نه تنها اطاعت از حاکم ظالم و جائر و فاسق، جایز نیست بلکه خروج علیه او نیز با شرایط خاصى واجب است.
دکتر محمّد فاروق نهبان حرمت خروج بر امام جائر و فاسق را به اکثر اهل سنت نسبت مى‏دهد و مى‏گوید: «علما در حکم انقلاب و شورش علیه امام ظالم و فاسق دو نظر دارند:
نظر اوّل آن است که خروج بر امام و خلع او از قدرت جایز است. این رأى معتزله و خوارج و زیدیه و برخى از مرجئه است، بلکه خروج را واجب مى‏دانند و به آیه: « وَتَعَاوَنُوا عَلَى الْبِرِّ وَالتَّقْوَى»، و آیه « فَقَاتِلُوا الَّتِى تَبْغِى حَتَّى تَفِئَ اًِّلَى أَمْرِ االله» و آیه « لاَ یَنَالُ عَهْدِى الظَّالِمِینَ»، تمسک کرده‏اند... .
نظر دیگر آن است که شمشیر کشیدن بر علیه امام جایز نیست، زیرا منجر به فتنه و خون‏ریزى خواهد شد و این نظرِ اکثریت اهل سنّت و رجال حدیث و عده زیادى از صحابه از قبیل ابن عمر و سعد بن ابى‏وقّاص و اسامْ بن زید است».742

ادلّه اهل سنت بر وجوب اطاعت از جائر و حرمت خروج

الف - روایات
علماى اهل سنت در حرمت خروج بر امام جائر و وجوب اطاعت از او، به روایاتى تمسک کرده‏اند که از طریق خودشان نقل شده است، اینک به برخى از آن‏ها اشاره مى‏کنیم:
1 - مسلم در صحیح خود از حذیفه نقل مى‏کند که پیامبر اکرم (ص) فرمود: «بعد از من امامانى به حکومت مى‏رسند که به هدایت من هدایت نمى‏شوند و به سنّت من عمل نمى‏کنند و زود است که قیام کنند در میان آنان مردانى که قلب‏هایشان همانند قلب‏هاى شیاطین است در بدن انسان. حذیفه مى‏گوید: عرض کردم: چه کنم اى رسول خدا اگر چنین موقعیّتى را درک نمودم؟ حضرت فرمود: گوش فرا مى‏دهى و اطاعت مى‏کنى اگر چه به کمر تو بکوبد و مال تو را به زور بگیرد؛ تو گوش به فرمان او بده و او را اطاعت کن».743
2 - و نیز از ابن عباس نقل مى‏کند که رسول خدا (ص) فرمود: «هر کس از امام خود چیزى ببیند که موجب کراهت او شود باید صبر کند، زیرا کسى که از جماعت جدا شود، به مرگ جاهلیت از دنیا رفته است».744
3 - و نیز در روایتى دیگر از پیامبر اکرم (ص) نقل مى‏کند که فرمود: «به طور قطع هر کس بر سلطان خود به اندازه یک وجب خروج کند به مرگ جاهلیت از دنیا رفته است».745
4 - و نیز از عبداالله بن عمر بن خطّاب نقل مى‏کند که در واقعه حرّه در زمان یزید بن‏معاویه مى‏گفت: از رسول خدا (ص) شنیدم که مى‏فرمود: «هرکس که ازاطاعت سلطان خود بیرون رود، خدا را ملاقات مى‏کند در حالى که حجّت و دلیلى ندارد. و هر کس که بمیرد و برگردنش بیعت سلطان نباشد مانند مردن جاهلیت از دنیا رفته است».746

ب - حفظ نظام امور مسلمین
برخى از علماى اهل سنت براى عدم جواز خروج علیه امام جائر و فاسق، به این قاعده استدلال کرده‏اند که حفظ نظام مسلمین در رأس امور است و خروج بر او سبب وجود فتنه و هرج و مرج و خون‏ریزى در میان مسلمین مى‏شود، لذا جایز نبوده بلکه حرام است.
دکتر محمّد فاروق نهبان مى‏گوید: «... اکثر اهل سنت بر این عقیده‏اند که خروج بر امام اگرچه جائر باشد جایز نیست، زیرا منجر به فتنه و خون‏ریزى خواهد شد... .»747

اشکال

الف - جواب روایات
این نظریّه که اطاعت از خلیفه و سلطان واجب است هر چند فاسق و ظالم باشد و خروج بر او نیز حرام است، از جهاتى اشکال دارد که به برخى از آن‏ها اشاره مى‏کنیم:

1 - مخالف با صریح آیات
از آیات استفاده مى‏شود که امامت و خلافت، حقّ انسان فاسق و جائر نیست و نباید از او اطاعت کرد»:
الف - « وَاًِّذِ ابْتَلَى اًِّبْرَاهِیمَ رَبُّهُ بِکَلِمَاتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قَالَ اًِّنِّى جَاعِلُکَ لِلنَّاسِ اًِّمَاماً قَالَ وَمِنْ ذُرِّیَّتِى قَالَ لاَ یَنَالُ عَهْدِى الظَّالِمِینَ»؛748 «به یاد آر هنگامى که خداوند ابراهیم را به امورى چند امتحان فرمود و او همه را به جاى آورد، خدا بدو گفت: من تو را به پیشوایى خلق برگزیدم. ابراهیم عرض کرد: این پیشوایى را به فرزندان من نیز عطا خواهى نمود؟ خداوند فرمود: عهد من هرگز به ستمکاران نخواهد رسید.»
ب - « ... أَفَمَنْ یَهْدِى اًِّلَى الْحَقِّ أَحَقُّ أَنْ یُتَّبَعَ أَمَّنْ لاَ یَهِدِّى اًِّلاَّ أَنْ یُهْدَى فَمَا لَکُمْ کَیْفَ تَحْکُمُونَ»؛749 «آیا آن که خلق را به راه حقّ رهبرى مى‏کند سزاوارتر به پیروى است یا آن‏که هدایت نمى‏کند مگر آن‏که خود هدایت شود؟ پس شما مشرکان را چه شده و چگونه چنین قضاوت باطل براى بت‏ها مى‏کنید؟».
از این آیه استفاده مى‏شود کسى که هدایت به حقّ نمى‏کند سزاوار اطاعت و متابعت نیست.
ج - برخى از آیات، عقوبت خضوع و میل به ستمگران را آتش جهنم قرار داده، مى‏فرماید: « وَلاَ تَرْکَنُوا اًِّلَى الَّذِینَ ظَلَمُوا فَتَمَسَّکُمُ النَّارُ»؛750 «و شما مؤمنان هرگز نباید با ظالمان هم‏دست و دوست شوید وگرنه آتش کیفر آنان شما را خواهد گرفت.»
د - قرآن حاکمى را که حکم به ما أنزل االله نکند کافر دانسته، مى‏فرماید: « ... وَمَنْ لَمْ یَحْکُمْ بِمَا أَنزَلَ االله فَأُوْلَئِکَ هُمُ الْکَافِرُونَ»؛751 «و هر کس به خلاف آن چه خدا فرستاده حکم کند چنین کس از کافران خواهد بود.» و مى‏دانیم که اطاعت از کافر جایز نیست.

2 - مخالف با ادله حرمت اطاعت اهل معصیت
آیات بسیارى در قرآن به طور مطلق و عموم - به نحوى که مانع از تخصیص و تقیید است - از اطاعت اهل معصیت و گناه نهى مى‏کند هر چند خلیفه و سلطان و امام باشد.
1 - خداوند متعال مى‏فرماید: « فَلاَ تُطِعِ الْمُکَذِّبِینَ»752 «پیروى مکن دروغ گویان را.»
2 - « وَلاَ تُطِعْ کُلَّ حَلاّ َّفٍ مَهِینٍ»753 «و تو هرگز اطاعت مکن احدى از منافقان پست را که دائم سوگند مى‏خورند.»
3 - « وَلاَ تُطِعِ الْکَافِرِینَ وَالْمُنَافِقِینَ»؛754 «و تو هرگز اطاعت مکن کافران و منافقان را.»
4 - « وَلاَ تُطِیعُوا أَمْرَ الْمُسْرِفِینَ‏الَّذِینَ یُفْسِدُونَ فِى الاْ َرْضِ وَلاَ یُصْلِحُونَ»؛755 «و از رفتار رؤساى مسرف و ستمگر که در زمین فساد مى‏کنند و به اصلاح حال مردم نمى‏پردازند، پیروى نکنید.»
5 - « فَاصْبِرْ لِحُکْمِ رَبِّکَ وَلاَ تُطِعْ مِنْهُمْ آثِماً أَوْ کَفُوراً»؛756 «بر طاعت حکم پروردگار شکیبا باش و از مردم بدکار کفر پیشه اطاعت مکن.»
6 - « وَلاَ تُطِعْ مَنْ أَغْفَلْنَا قَلْبَهُ عَنْ ذِکْرِنَا وَاتَّبَعَ هَوَاهُ وَکَانَ أَمْرُهُ فُرُطاً»؛757 «و هرگز آنان که ما دل‏هایشان را از یاد خود غافل کرده‏ایم و تابع هواى نفس خود شدند و به تبه‏کارى پرداختند، متابعت مکن.»
7 - « یَوْمَ تُقَلَّبُ وُجُوهُهُمْ فِى النَّارِ یَقُولُونَ یَا لَیْتَنَا أَطَعْنَا االله وَأَطَعْنَا الرَّسُولا # وَقَالُوا رَبَّنَا اًِّنَّا أَطَعْنَا سَادَتَنَا وَکُبَرَأَنَا فَأَضَلُّونَا السَّبِیلا # رَبَّنَا آتِهِمْ ضِعْفَیْنِ مِنَ الْعَذَابِ وَالْعَنْهُمْ لَعْناً کَبِیراً»؛758 «در آن روز صورت‏هایشان در آتش دگرگون مى‏شود و مى‏گویند: اى کاش خدا و رسول را اطاعت مى‏کردیم. و گویند: اى خدا! ما از بزرگان و پیشوایان خود اطاعت کردیم و ما را به گمراهى کشیدند. اى خدا! عذاب آنان را سخت و مضاعف‏ساز و به لعن و غضب شدید گرفتارشان ساز.»
8 - « وَلاَ تَرْکَنُوا اًِّلَى الَّذِینَ ظَلَمُوا فَتَمَسَّکُمُ النَّارُ»؛759 «و شما مؤمنان هرگز نباید با ظالمان همدست و دوست شوید و گرنه آتش کیفر آنان شما را خواهد گرفت.»

3 - مخالفت با ادله امر به معروف و نهى از منکر
خداوند متعال در قرآن کریم به طور عموم یا اطلاق دستور داده تا مردم را به معروف دعوت کرده و از منکر پرهیز دهند، این عمومات تمام افراد آمرین و مأمورین را شامل شده و انحاى مختلف از آن را نیز شامل مى‏گردد:
خداوند متعال مى‏فرماید: « وَ لْتَکُنْ مِنْکُمْ أُمٌَّْ یَدْعُونَ اًِّلَى الْخَیْرِ وَ یَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ یَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْکَرِ وَ أُولئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ»؛760 «باید از میان شما جمعى دعوت به نیکى و امر به معروف و نهى از منکر کنند و آنان همان رستگارانند.»
و نیز مى‏فرماید: « کُنْتُمْ خَیْرَ أُمٍَّْ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ تَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْکَرِ وَ تُؤْمِنُونَ بِاللَّه»؛761 «شما بهترین امّتى هستید که براى انسان‏ها آفریده شده‏اید [چه این که] امر به معروف و نهى از منکر مى‏کنید و به خدا ایمان دارید.»
و نیز مى‏فرماید: « لُعِنَ الَّذینَ کَفَرُوا مِنْ بَنى اًِّسْرائیلَ عَلى لِسانِ داوُدَ وَ عیسَى ابْنِ مَرْیَمَ ذلِکَ بِما عَصَوْا وَ کانُوا یَعْتَدُونَ # کانُوا لا یَتَناهَوْنَ عَنْ مُنکَرٍ فَعَلُوهُ لَبِئْسَ ما کانُوا یَفْعَلُونَ»؛762 «کافران بنى اسرائیل بر زبان داود و عیسى بن مریم لعن [و نفرین] شدند این به خاطر آن بود که گناه کردند و تجاوز مى‏نمودند. آنان از اعمال زشتى که انجام مى‏داد یکدیگر را نهى نمى‏کردند، چه بد کارى انجام مى‏دادند.»

4 - مخالفت با روایات اهل سنت
این نظریه مخالف با روایات دیگرى است که در مصادر حدیثى اهل سنّت وارد شده است که مردم را از اطاعت خلیفه جائر و فاسق نهى مى‏کند. و ما مى‏دانیم که:
اولاً: هر روایتى را باید به کتاب خدا عرضه کرد؛ اگر با آن مخالف بود باید بر دیوار زد. ومى دانیم که روایات وجوب اطاعت از جائر با آیات قرآن مخالف است، لذا مورد قبول نیست.
ثانیاً: روایاتِ وجوب اطاعت از جائر، با روایات حرمت اطاعت از جائر تعارض دارد و طبق قانون باب تعارض، مرجع، کتاب خداست و به آن دسته روایاتى عمل مى شود که موافق با کتاب خداوند است؛ یعنى روایاتى که نهى از اطاعت جائر دارد.
ثالثاً: بر فرض استقرار تعارض و عدم رجوع به قرآن، حد اقل باید حکم به تساقط شود و با تساقط، به عمومات قرآنى رجوع مى‏کنیم که نهى از اطاعت جائر دارد.
اینک به برخى از روایاتى که در مصادر حدیثى اهل سنت آمده و از اطاعت حاکم جائر و فاسق نهى نموده، اشاره مى‏کنیم:
الف - رسول خدا (ص) فرمود: «چرخ آسیاب اسلام زود است به زودى به حرکت در مى‏آید که به حرکت در آید. هر جا که قرآن دور مى‏زند شما نیز به دور او بگردید. روزى خواهد آمد که سلطان و قرآن به جنگ یکدیگر آیند و از یکدیگر جدا شوند. به طور قطع زود است که بر شما پادشاهانى حکمرانى کنند، که بر خود به نوعى حکم مى‏کنند و بر دیگران به نوعى دیگر. اگر از آنان اطاعت کنید، شما را گمراه مى‏کنند. واگر نافرمانى کنید شما را به قتل مى‏رسانند. گفتند: اى رسول خدا! اگر آن زمان را درک کردیم چه‏کنیم؟ فرمود: همانند اصحاب عیسى باشید که با قیچى، بدن آنان تکه‏تکه مى‏شد و بر دار مى‏رفتند، ولى اطاعت از جائر نمى‏کردند. مردن در راه اطاعت بهتر است از زندگانى در معصیت».763
ب - عبد االله بن عمر مى‏گوید: رسول خدا (ص) فرمود: «بر مرد مسلمان است که به حرف خیلفه خود گوش فراداده و اطاعت او را کند در آنچه دوست داشته یا کراهت دارد، مگر آن‏که امر به معصیت شود که در این صورت اطاعت جایز نیست.764
ج - عبداالله بن مسعود مى‏گوید: رسول خدا (ص) فرمود: «زود است که بعد از من مردانى متولّى امور شما گردند، که سنت را خاموش و عمل به بدعت کنند و نماز را از اوقاتش تأخیر اندازند. عرض کردم: اى رسول خدا! اگر آن زمان را درک کردم چه‏کنم؟ فرمود: از من سؤال مى‏کنى که چه کنم اى فرزند ام عبد؟ کسى که خدا را معصیت مى‏کند، اطاعت ندارد».765

5 - مخالف با احادیث اهل بیت:
الف - سیوطى در تفسیر آیه شریفه: « لاَ یَنَالُ عَهْدِى الظَّالِمِینَ» از على بن ابى‏طالب (ع) نقل مى‏کند که فرمود: «اطاعت تنها در معروف و کارهاى نیک است».
ب - طبرى و دیگران از امام حسین (ع) نقل کرده‏اند که آن حضرت (ع) در راه خود به طرف کوفه در منزل «بیضه» فرمود: «اى مردم! رسول خدا (ص) فرمود: هرکس سلطان ظالمى را ببیند که حلال خدا را حرام کرده، عهد خدا را شکسته، با سنت رسول خدا (ص) مخالفت کرده، در بین بندگان خدا به گناه و ظلم رفتار مى کند؛ آن گاه به فعل و قول بر او اعتراض نکند و درصدد تغییر وضع موجود نباشد، بر خداوند است که او را در آن جایگاهى که باید برود، ببرد یعنى وارد جهنم کند».766
ج - طبرى و دیگران نقل کرده‏اند که حسین بن على (ع) در جواب نامه اهل کوفه چنین مرقوم داشت: «به جان خودم سوگند! نیست امام مگر کسى که به کتاب خدا عمل کرده و به قسط و عدل متمسک باشد. حقّ را ادا کرده و نفس خود را براى خداوند حبس نماید».767
د - باز طبرى و دیگران نقل کرده‏اند که حسین بن على (ع) خطاب به ولید فرمود: «اى امیر! ما اهل بیت نبوت و جایگاه رسالت و محلّ آمد و شد ملائکه و محلّ نزول وحى‏ایم. تنها به وسیله ما خداوند فتح و ختم مى‏نماید. یزید مردى است شارب الخمر، کشنده جان محترم، به طور علنى فسق و فجور انجام مى‏دهد و کسى همانند من با او بیعت نمى‏کند».768

امام حسین (ع) کیست؟
امام حسین (ع) کسى است که به نصّ آیه تطهیر معصوم است. رسول خدا (ص) در حق او مى‏فرماید: «الحسن و الحسین سیّدا شباب اهل الجنْ»؛769 «حسن و حسین دو آقاى جوانان اهل بهشت‏اند.»
و نیز فرمود: «حسین منّى و أنا من حسین»؛770 «حسین از من است و من از حسین.»
و در جایى دیگر فرمود: «خیر رجالکم على بن أبى طالب، و خیر شبابکم الحسن و الحسین، و خیر نسأکم فاطمْ بنت محمد»؛771 «بهترین مردان شما على بن ابى‏طالب و بهترین جوانان شما حسن و حسین و بهترین زنان شما فاطمه، دختر محمّد است.»
ابن عباس مى‏گوید: پیامبر (ص) فرمود: «شبى که به معراج رفتم بر درِ بهشت دیدم نوشته بود: «لا اًّله اًّلاّ االله، محمّد رسول االله، على حبّ «حبیب» االله، الحسن والحسین صفوْ االله، فاطمْ أمَْ االله «خیرْ االله»، على باغضهم لعنْ االله»؛772 «خدایى به جز او نیست. محمد فرستاده اوست. علىّ محبوب اوست. حسن و حسین برگزیده خدایند، فاطمه کنیز خداست. لعنت خدا بر هر کسى باد که بغض آنان را در دل داشته باشد.»

سرّ انتشار روایات اطاعت از جائر
با وجود این همه روایات در کتب شیعه و سنى، که دلالت بر حرمت اطاعت از حاکم جائر و فاسق دارد، پى مى‏بریم روایاتى که امر به اطاعت از حاکم جائر و فاسق دارد و خروج بر او را جائز نمى‏داند، از جعلیات حاکمان بنى‏امیه و بنى‏عباس است، تا بتوانند با وجود فسق و فجور و ظلمى که دارند، اطاعت مردم را از دست ندهند و مردم را به اطاعت از دستورهایشان ترغیب کرده، جلوى خروج علیه خودشان را بگیرند. و متأسفانه بدون هیچ‏گونه تأملى در این روایات و مقایسه آن‏ها با آیات و روایات دیگر، محدثان اهل سنت آن‏ها را در کتب حدیثى خود آورده و فقهاى اهل سنت نیز به آن، فتوا داده‏اند. غیر از آن که این روایات با آیات و روایات دیگر متعارض است، باید به این نکته نیز توجه داشت که دشمن اگر در صدد جعل حدیث است، گاهى سندهاى صحیح نیز جعل مى‏کند.

ب - جواب حفظ نظام
از مجموعه ادله مخالفین خروج بر علیه حاکم جائر استفاده مى‏شود که حفظ نظام واجب است، ولى باید توجه داشت که حفظ هر نظامى واجب نیست و تنها نظامى باید حفظ شود که حاکمش عادل و عمل‏کننده به دستورهاى الهى باشد و حکومت نیز، اسلامى باشد. این نوع حکومت و حاکم را باید حفظ کرد و نباید با آن مخالفت ورزید. ولى اگر نظامى به اسم اسلام بوده، حاکم و حکومت آن اهل ظلم و فسق است، حفظ آن واجب نیست و باید براى برپایى نظام اسلامى قیام کرد و نظام طاغوتى و فسق را از میان برداشت، همان کارى که امام حسین (ع) با نظام طاغوتى و فسق و فجور یزید بن معاویه انجام داد.