آیا پیامبر برای رسالت خود ، اجری مادی خواسته؟
بحثی قرآنی:
1 ))
آیاتی كه مستقیما با مطلب ما مرتبط است عموما آیاتی است كه كلمه "اجر" بمعنای مزد درآن آمده بعضی از این آیات بطور صریح ، گرفتن اجر دنیوی را نفی میكنند
مثلا :
قُلْ مَا أَسْأَلُكُمْ عَلَیْهِ مِنْ أَجْرٍ وَمَا أَنَا مِنَ الْمُتَكَلِّفِینَ
[اى پیامبر!] بگو: (من براى دعوت نبوّت هیچ پاداشى از شما نمىطلبم، و من از متكلّفین نیستم! [سخنانم روشن و همراه با دلیل است!
فَإِنْ تَوَلَّیْتُمْ فَمَا سَأَلْتُكُمْ مِنْ أَجْرٍ إِنْ أَجْرِیَ إِلَّا عَلَى اللَّهِ وَأُمِرْتُ أَنْ أَكُونَ مِنَ الْمُسْلِمِینَ
و اگر از قبول دعوتم روى بگردانید، [كار نادرستى كردهاید؛ چه اینكه] من از شما مزدى نمىخواهم؛ مزد من، تنها بر خداست! و من مأمورم كه از مسلمین [= تسلیم شدگان در برابر فرمان خدا] باشم!)
وَمَا أَسْأَلُكُمْ عَلَیْهِ مِنْ أَجْرٍ إِنْ أَجْرِیَ إِلَّا عَلَى رَبِّ الْعَالَمِینَ
من براى این دعوت، هیچ مزدى از شما نمىطلبم؛ اجر من تنها بر پروردگار عالمیان است!
اما قسم دوم آیات ، آیاتی است كه بظاهر ، طلب اجر كرده اند كه اینك ، آنها را بررسی میكنیم :
آیه اول :
ذَلِكَ الَّذِی یُبَشِّرُ اللَّهُ عِبَادَهُ الَّذِینَ آَمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ قُلْ لَا أَسْأَلُكُمْ عَلَیْهِ أَجْرًا إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبَى وَمَنْ یَقْتَرِفْ حَسَنَةً نَزِدْ لَهُ فِیهَا حُسْنًا إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ شَكُورٌ.
این همان چیزى است كه خداوند بندگانش را كه ایمان آورده و اعمال صالح انجام دادهاند به آن نوید مىدهد! بگو: (من هیچ پاداشى از شما بر رسالتم درخواست نمىكنم جز دوستداشتن نزدیكانم [= اهل بیتم]؛ و هر كس كار نیكى انجام دهد ، بر نیكىاش مىافزاییم؛ چرا كه خداوند آمرزنده و سپاسگزار است
.
این آیه ، اجر رسالت را مودت قربی كه در سنت پیامبر ، "قربی" فقط بر اهل بیت تطبیق شده میداند و قطعا دوستی اهل بیت در ادامه دوستی پیامبر میباشد و پیرو آن دوستی بود كه قرآن فرمود از خدا وپیامبر اطاعت كنید ، پس این آیه ، چیزی جز امر دینی و اخروی نیست ، همچون این می ماند كه پدری در هنگام مرگ ، به فرزند خویش بگوید من هیچ وصیتی ندارم وهیچ چیزی از شما نمیخواهم ، جز اینكه با هم مهربان باشید و راز و نیاز وعبادت را فراموش نكنید!
و قطعا دراینجا نمیتوان گفت ، آن پدر ، مزد دنیوی از فرزندانش خواسته!
آیه دوم:
قُلْ مَا أَسْأَلُكُمْ عَلَیْهِ مِنْ أَجْرٍ إِلَّا مَنْ شَاءَ أَنْ یَتَّخِذَ إِلَى رَبِّهِ سَبِیلًا
بگو: (من در برابر آن [ابلاغ آیین خدا] هیچ گونه پاداشى از شما نمىطلبم؛ مگر كسى كه بخواهد راهى بسوى پروردگارش برگزیند
دراین آیه از كسی كه قصد دارد در مسیر الهی گام به پیش نهد ، طلب اجر شده اما به هیچ وجه اشاره به نوع آن اجر نشده در نتیجه ، این اجر همان اجری است كه در آیه قبل بصراحت از آن سخن گفته شد ، یعنی مودت قربی!
آیه سوم:
أَمْ تَسْأَلُهُمْ أَجْرًا فَهُمْ مِنْ مَغْرَمٍ مُثْقَلُون
یا اینكه تو از آنها مُزدى مىطلبى كه پرداختش براى آنها سنگین است؟
چون در اینجا خطاب به كفاری است كه سخن پیامبر را گوش نمیداده اند واز سوی دیگر ، آن مزدی كه پیامبر از مومنین طلب میكرد ، همان "مودت قربی" بوده ، میتوان معنای دقیق این آیه را فهمید .... خداوند به پیامبرش میگوید ، چگونه از كسانی كه به اصل معاد ایمان ندارند ، آن اجری كه از باقی مومنین طلب میكنی میخواهی ؟ حال آنكه پرداخت آن اجر و تا آخر راه بودن ، حتی برای خود مومنین سنگین است چه رسد این كافرین!
2))
آیاتی كه در آن شائبه اجر دنیوی هست :
مورد اول)آیه خمس:
وَاعْلَمُوا أَنَّمَا غَنِمْتُمْ مِنْ شَیْءٍ فَأَنَّ لِلَّهِ خُمُسَهُ وَلِلرَّسُولِ وَلِذِی الْقُرْبَى وَالْیَتَامَى وَالْمَسَاكِینِ وَابْنِ السَّبِیلِ إِنْ كُنْتُمْ آَمَنْتُمْ بِاللَّهِ وَمَا أَنْزَلْنَا عَلَى عَبْدِنَا یَوْمَ الْفُرْقَانِ یَوْمَ الْتَقَى الْجَمْعَانِ وَاللَّهُ عَلَى كُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ
بدانید هرگونه غنیمتى به دست آورید، خمس آن براى خدا، و براى پیامبر، و براى ذىالقربى و یتیمان و مسكینان و واماندگان در راه [از آنها] است، اگر به خدا و آنچه بر بنده خود در روز جدایى حق از باطل، روز درگیرى دو گروه [باایمان و بىایمان] [= روز جنگ بدر] نازل كردیم، ایمان آوردهاید؛ و خداوند بر هر چیزى تواناست
مصرف خمس در اسلام اینگونه بود كه پیامبر هنگام بدست آمدن غنائم جنگی ابتدا خمس آن را(در برابر یك چهارمی كه روسای قبیله در آن زمان اخذ میكردند ) می گرفت و در مواردی كه آیه شریفه بیان كرده خرج میكرد!
بله در زمان پیامبر ، بیت المالی ایجاد نشده بود و خود حضرت به صلاحدید خود ، آن پول را صرف موارد عامه فوق میكردند ؛ گرچه خمس ، ملك شخصی پیامبر میشد ، ولی مصرفش چنانكه در آیه آمده ، واضح بود ، جدا از اینكه در روایات متعدد میخوانیم كه خداوند ابتدا پیامبر خویش را به كمال رساند تا تخطی و عصیانی حاصل نیاید و سپس به او اختیار تام داد ، پس ملك پیامبر شدن هم ، چیزی جز مصرف در راه اسلام نیست منتهی با این تفاوت : چون غیر منطقی است كه خدا تمام جزئیات و ریزه كاریهای مصرف حكومت را در قران بیاورد آن را بدست امین خود سپرد تا این مصرف بنحو اتم و اكمل صورت پذیرد .
مورد دوم ) آیات انفال:
مَا أَفَاءَ اللَّهُ عَلَى رَسُولِهِ مِنْ أَهْلِ الْقُرَى فَلِلَّهِ وَلِلرَّسُولِ وَلِذِی الْقُرْبَى وَالْیَتَامَى وَالْمَسَاكِینِ وَابْنِ السَّبِیلِ كَیْ لَا یَكُونَ دُولَةً بَیْنَ الْأَغْنِیَاءِ مِنْكُمْ وَمَا آَتَاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَمَا نَهَاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ شَدِیدُ الْعِقَابِ
آنچه را خداوند از اهل این آبادیها به رسولش بازگرداند، از آن خدا و رسول و خویشاوندان او، و یتیمان و مستمندان و در راه ماندگان است، تا [این اموال عظیم] در میان ثروتمندان شما دست به دست نگردد! آنچه را رسول خدا براى شما آورده بگیرید [و اجرا كنید]، و از آنچه نهى كرده خوددارى نمایید؛ و از [مخالفت] خدا بپرهیزید كه خداوند كیفرش شدید است!
یَسْأَلُونَكَ عَنِ الْأَنْفَالِ قُلِ الْأَنْفَالُ لِلَّهِ وَالرَّسُولِ فَاتَّقُوا اللَّهَ وَأَصْلِحُوا ذَاتَ بَیْنِكُمْ وَأَطِیعُوا اللَّهَ وَرَسُولَهُ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِینَ
از تو درباره انفال سؤال مىكنند ؛ بگو: انفال مخصوص خدا و پیامبر است؛ پس، از [مخالفت فرمان] خدا بپرهیزید! و خصومتهایى را كه در میان شماست، آشتى دهید! و خدا و پیامبرش را اطاعت كنید اگر ایمان دارید!
گرچه ظاهر آیات انفال هم همان مصرف خمس (خدا،پیامبر،ذی القربی، یتیمان ، مساكین، در راه ماندگان) بود ، ولی سیره پیامبر و روایات میگویند كه انفال ، ملك عمومی حكومت یا همان بیت المال بوده كه البته دست پیامبر و حكومت است و چه بسا حتی بین عموم مسلمین بصورت مساوی تقسیم میشده ، ولی عموما صرف همان مواردی كه قران فرموده میشد ، بخلاف خمس كه ملك خاص پیامبر بوده و او آزادی كاملی برای هزینه كردن در مواردی كه لازم بوده داشته و در واقع آزادی پیامبر در مصرف خمس به این دلیل كه ملك شخصی وی میشد ، بسیار بیش از بقیه درآمدهای حكومتی بود.
شاید به همین دلیل هم بود كه پس از پیامبر در مصرف خمس اختلاف شد ولی در انفال و زكات ، اختلافی وجود نداشت!
علی فقیه

