لیست مقالات
متعه یا ازدواج موقت
بسمه تعالی
متعه یا ازدواج موقت
از دیدگاه شهید مطهری
خلاصهای از بحث و جوابگوئی شهید
ازدواج موقت و نهی خلیفه دوم
ازدواج موقت از مختصات فقه جعفری است. سایر رشتههای فقهی اسلامی آن را مجاز نمیشمارند. مسلمانان اتفاق و اجماع دارند که در صدر اسلام ازدواج موقت مجاز بوده است و رسول اکرم (ص) در برخی از سفرها که مسلمانان از همسران خود دور میافتادند و در ناراحتی به سر میبردند به آنها اجازه ازدواج موقت میداده است. همچنین مورد اتفاق مسلمانان است که خلیفه دوم در زمان خلافت خود نکاح منقطع را تحریم کرد. خلیفه دوم در عبارت مشهور بین علما چنین گفت:" دو چیز در زمان پیامبر (ص) روا بود و من امروز آنهارا ممنوع میکنم و مرتکب آنهارا مجازات مینمایم متعه زنها و متعه حج".
شکل واقعی وضو در کتاب و سنت / آیت الله جعفر سبحانی
شکل واقعی وضو در کتاب و سنت
●آیت الله جعفر سبحانی
یکى از اختلافات مسلمانان در احکام عبادى، حکم مسح یا شستن پا در وضو است.ریشه این اختلاف پردامنه را باید در تفاوت روایات جست وجو کرد، اما تردیدى نیست که قرآن بهترین داور در نزاع میان روایات است و آیه وضو در سوره مائده حتى بنابر قرائتهاى گوناگون آن بر حکم مسح پا دلالتى روشن دارد. از این رو جمع کثیرى از عالمان اهل سنت با پذیرش دلالت صریح قرآن به توجیه ضعیف فتاواى برخى از فقیهان خویش پرداخته اند. پس دلالت روشن قرآن کریم، همراه با روایات فراوان اهل سنت که از وجوب مسح پا حکایت مى کند، به ضمیمه فتاواى گروه فراوانى از صحابه و تابعین براین حقیقت، و در نهایت، روایات روشن اهل بیت پیامبر(ع) در باره کیفیت وضوى آن حضرت، تردیدى در رجحان قول به وجوب مسح پا در وضو باقى نمى گذارد.
بستن دستها در نماز، بدعت یا سنت؟ - آیتالله جعفر سبحانی
استحباب بستن دستها در نماز میان اهل سنت شهرت دارد و تنها مذهب مالکی است که به استحباب فتوا نداده است.
مستند حکم استحباب، تعداد اندکی از روایات اهل سنت است که علاوه بر ضعف سند، دلالت روشنی نیز بر مدعا ندارند. در میان روایات اهل بیت(ع) نیز نه تنها هیچ حدیثیآن را تایید نمیکند، بلکه برخی آن را بدعت شمرده است. پس مساله قبض در نماز مردد میان سنت و بدعت است و مقتضای احتیاط به دلیل ضعف دلایل مشروعیت آن ترک این عمل است.
فقه و جهانى شدن (2) / احمد مبلغى
زمینه هاى ایجاد همگرایى در فقه, به فقیهان این امکان را مى بخشد که قابلیت سامان دادن به فقهى همگرا را در سطوح مختلف و ابعادى گسترده, پیش روى ببینند. این عرصه ها را مى توان در سه سطح مختلف طبقه بندى کرد; سطوحى که با ایجاد رویه هاى همگرا در آنها و تعقیب سیاستهاى همگرایانه, فقه را از وضعیت انفعالى در قبال جهانى شدن, به سمت تحرک و ابتکارورزى بیشتر سوق خواهند داد. تأکید بر کارکرد همگرایى در هر یک از این سطوح, نقش عامل محرکى را بازى مى کند که به تضمین پویایى بیشتر و توسعه روزافزون فقه, خواهد انجامید...
فقه و جهانى شدن (1) / احمد مبلغى
آن چه فقیهان زبده را درباره این مسأله, به کندوکاو فرامى خواند, نه کنار رفتن عرف که یک بخش تغییرناپذیر از منابع سنتى فقه است بلکه ایجاد جاى گزینى براى عرف از یک سوى و پاى نهادن در قلمرو تجربه اى جدید و نو از سوى دیگر مى باشد. البته نباید فراموش کرد که بسیارى از آشنایان با فقه, بى آن که به نقش جاى گزین پذیر عرف توجه داشته باشند, به محض مواجه شدن با وضعیت پیش گفته, صرف کنار رفتن عرف را از ...
نظریه دولت در فقه شیعه / نویسنده ............................
سوال این است که آیانسبت بین اندیشه های سیاسی با علوم سیاسی و فن سیاسی ، علی السویه است ؟ آیا ازدل هر اندیشه سیاسی ، هر علم «سیاست » با هر جهت گیری و توصیه ای ، قابل استخراج است ؟!
ارث زنان ازهمه دارایى شوهر یا بخشى از آن؟ / احمد عابدینی
براى جلوگیرى از به فساد کشاندن میراث، مى توان به جاى زمین و مستغلات، قیمت آنها را از چیزهاى دیگر، مانند ماشین، پول و مانند آنها داد، نه این که زن را از ارث زمین و مانند آن محروم ...
مالکیت شخصیت هاى حقوقى / سید کاظم حائری
دایره ملکیت نزد عقلا به تدریج از دایره اشخاص فراتر رفتهاست.
بحث از شخصیت هاى معنوى یا قانونى، در قبال شخصیت هاى حقیقى یاطبیعى، از منظر فقه اسلامى ضرورى مىباشد که ما دراین مقاله به بررسى آنمىپردازیم. و...
معیار تشخیص مرگ در مرگ مغری
هم چنان که گذشت در اکثر موارد در تشخیص مرگ مغزى بیمار مشکلى وجود ندارد، مانند وارد شدن ضربه بر جمجمه اى باز که نمونه بارز آن اصابت گلوله به جمجمه و یا تصادفاتى است که به متلاشى شدن جمجمه منجر شود ولى در موارد نادرى تحقق قطعى مرگ مغزى محل تردید است و به همین خاطر پزشکان براى جلوگیرى از اشتباه در تشخیص مرگ مغزى، اتکا و استناد به علامت واحد بالینى نظیر وقفه قلب و تنفس و حتى توقف امواج الکتریکى مغز را به تنهایى ارزنده ...
متولى سهم امام(ع)/محمد یزدى
بدیهى است که مالکیتخدا نسبت به 5/1 خمس اعتبارى وجعلى است نه عینى و حقیقى، چرا که اشیا با تمام اجزا از آن اواست. چنانکه در مالکیت رسول و ذى القربى نیز چنین است (مراد از ذى القربى امام معصوم است یا امام معصوم بارزترین مصداق آن است). مقصود از مالکیتیتامى و مساکین و ابن السبیل، مالکیت جعلى و اعتبارى آنها است، زیرا همانطور که مالکیت براى اشخاص اشخاص حقیقى قابل اعتبار است براى عناوین اشخاص حقوقى نیز معتبر مى باشد. بر اساس بحث هایى که در جا ى خود مطرح شده است، قدر متیقن این است که مصداق ها ى این عناوین، ذى حق خمس هستند.
سهم خدادر این نکته هیچ اختلافى...

