طرحها و محصولات ستادمدیریتتعامل مديران و كاربراناعضای حاضر0 کاربر و 534 میهمان.
|
لیست مقالاتشکل واقعی وضو در کتاب و سنت / آیت الله جعفر سبحانیشکل واقعی وضو در کتاب و سنت ●آیت الله جعفر سبحانی یکى از اختلافات مسلمانان در احکام عبادى، حکم مسح یا شستن پا در وضو است.ریشه این اختلاف پردامنه را باید در تفاوت روایات جست وجو کرد، اما تردیدى نیست که قرآن بهترین داور در نزاع میان روایات است و آیه وضو در سوره مائده حتى بنابر قرائتهاى گوناگون آن بر حکم مسح پا دلالتى روشن دارد. از این رو جمع کثیرى از عالمان اهل سنت با پذیرش دلالت صریح قرآن به توجیه ضعیف فتاواى برخى از فقیهان خویش پرداخته اند. پس دلالت روشن قرآن کریم، همراه با روایات فراوان اهل سنت که از وجوب مسح پا حکایت مى کند، به ضمیمه فتاواى گروه فراوانى از صحابه و تابعین براین حقیقت، و در نهایت، روایات روشن اهل بیت پیامبر(ع) در باره کیفیت وضوى آن حضرت، تردیدى در رجحان قول به وجوب مسح پا در وضو باقى نمى گذارد. مفهوم غناى حرام/ محمد مومن قمیغنا به معناى کشیدن صدا است که در برگیرنده ترجیع و طرب باشد یا چیزى است که در عرف بدان غنا گویند هر چند طرب آور نباشد. تفاوت نمى کند که غنا در شعر باشد یا در قرآن یا در چیز دیگر, حرمت غنا حکم اصح و اقوى است; بلکه چنان که برخى از بزرگان حکایت کرده اند اجماع فقها بر آن قائم شده است. و چنین اجماعى در کنار... متولى سهم امام(ع)/محمد یزدىبدیهى است که مالکیتخدا نسبت به 5/1 خمس اعتبارى وجعلى است نه عینى و حقیقى، چرا که اشیا با تمام اجزا از آن اواست. چنانکه در مالکیت رسول و ذى القربى نیز چنین است (مراد از ذى القربى امام معصوم است یا امام معصوم بارزترین مصداق آن است). مقصود از مالکیتیتامى و مساکین و ابن السبیل، مالکیت جعلى و اعتبارى آنها است، زیرا همانطور که مالکیت براى اشخاص اشخاص حقیقى قابل اعتبار است براى عناوین اشخاص حقوقى نیز معتبر مى باشد. بر اساس بحث هایى که در جا ى خود مطرح شده است، قدر متیقن این است که مصداق ها ى این عناوین، ذى حق خمس هستند. فـروش ابزار جنگى به دشمنان دین/ سید عباس رضویدربـاره فروختن و نفروختن سلاح به غیر مسلمانان و کـافران،دولت اسلامى باید تصمیم بگیرد که آیا فروختن و یا نفروختن به صـلاح امت اسلامى است، یا خیر؟ آیا زمینه ها و نیازهاى روز جهان، چنین اجازه اى را مى دهند، یا خیر. شطرنج/ محمد حسین واثقی رادثابت کردن حرام بودن بازى شطرنج در زمان و شرایط کنونى، بستگى دارد به ثابت کردن یکى از دو حکم زیر: سخنى درباره تلقیح / محمد موءمنپیشرفتهاى علمى سبب شده است که بسته شدن نطفه انسان و دیگر حیوانها, از غیر راه شناخته شده (آمیزش) امکان پذیر گردد; از این روى, با توجه به این پیشرفتها, درباره گونه هاى آبستن کردن و حکم شرعى آنها, به تحقیق و کند و کاو مى پردازیم: زنان و محدودیّتهاى جهانگردى / محمد صادق مزینانیدیدگاه نخست، بر این باور است که در بینش اسلامى، زن و مرد هر دو انسانند، هویّتى یگانه دارند و از گوهرى یگانه برآمده اند.1 محور تکلیفها و دستورهاى اسلامى، انسان است. این اوست که بارسنگین مسؤولیت پذیرى را که آسمانها و زمین و کوهها، با همه بزرگى که دارند، تحمّل پذیرش آن را نداشته اند بر دوش گرفت: سخنى درباره تغییر جنسیت/ محمد مومن قمیموضوع مرد بودن و یا زن بودن وى، از راه نشانههاى شرعى آشکار شده باشد و یا خنثاى مشکل باشد و در این صورت، فردى که هم آلت مرد را دارد و هم آلت زن را، تصمیم مىگیرد که [از راه عمل جراحى] یکى از این دو را بردارد تا بدون دغدغه به جنس باقى مانده بپیوندد. در این فرض، اگر تغییر جنسیت صدق کند، تنها در خنثاى غیر مشکل، در صورتى که آلتى را بکند که جنسیت از آن پیروى مىکند، صدق خواهد کرد، مانند خنثایى که حکم به مرد بودن او شده، آلت تناسلى مردانگى خود را از بیخ برکند، تا جنبه زنانگى وى تقویتشود و به زنان ملحق بپیوندد. در هر حال دلیلى براى حرام بودن این گونه عمل جراحى وجود ندارد; زیرا فردى که به این عمل مىپردازد، بیش از عمل، جزء یکى از... دیدگاه دین درباره نقاشى و مجسمه سازى/ نویسنده.............به نظر من، انگیزه واقعى آن بود که حضرت رفاه طلبى را دوست نداشت و نظر حضرت آن بود که منزلش از وسایل تزیینى و آسایش خالى باشد. نه آن که آراستن منزل و داشتن پرده و فرش و مانند آن براى مردم حرام باشد، بلکه جایگاه پیشوایى پیامبر چنین اقتضا مى کرد و سزاوار بود که از این وسائل ... حکم حاکم,واحکام اولیه/ نویسنده...............حاکم اسلامى ودیگر مسؤولان وکارگزاران وى, در صورتى مى توانند اعمال ولایت کنند که مردم سر در خط فرمان آنان داشته باشند. اداره امور امّت با وجوب اطاعت از حاکم اسلامى لازم وملزوم یکدیگرند. وجدان انسانى وعقل فطرى بدان حکم مى کند. از این روى, مفسران مى گویند: امرخداوند درآیه: (اطیعواللّه واطیعوالرسول واولى الامر منکم16) ارشادى است نه تعبدّى. یعنى خداوند درآیه شریفه به چیزى فرمان داده که عقل انسان نیز بدان امر مى کند. دستور خداوند به اطاعت, تأکید وتأیید همان حکم عقل فطرى... |




