لیست مقالات

شکست رمان در وطن!/ سارا ارمنی

واژه رمان, ریشه فرانسوی دارد ، در قرن 12 زبان عامیانه را رمانس میگفتند. نه لاتین، زبان تخصیلکردهها ، بلکه زبان خلق بود. رمان گاهی هم داستانی است برای انسانهای ساده ، داستانهای عشقی یا ماجرایی .. رمان درقرن 18درمقایسه با شعر و نمایشنامه ژانری بدنام و بی ارزش بود و دشمنی خارج از ادبیات داشت، یعنی کلیسا که نمی خواست ...
در آغاز،خلاف نمایشنامه و شعر ، رمان را ادبیات عامیانه مبتذل و از نظر اخلاقی مضر میدانستند.درقرن 18 غیر از اشراف و روحانیون مسیحی،غالب مردم نه تنها سواد خواندن- نداشتن, بلکه توانایی خرید کتاب را که گاهی به 100 دلار میرسید،نیز نداشتند.مکتب ادبی حاکم آنزمان رمان ،رئالیسم بود. نویسنده میباسیت به زبان معمولی درباره مسایل معمولی و از سرنوشت انسانهای معمولی ...

رمانتیسم و واکنش نسبت به آن/ عبدالحسین زرین‌کوب

مانزونی، به سبب وسواسی که در امر مذهب و مسأله حقیقت پیدا کرده بود، بعدها در یک رساله‌ی انتقادی به نام «رمان تاریخی» کوشید نشان دهد که رمان تاریخی نوعی اثر دو رگه است که نه جویندگان حقیقت را خرسند می‌کند، نه طالبان داستان خیالی را. ظاهراً به همین ملاحظه بود که وی بعدها قلمرو شعر و هنر را تقریباً به کلی ترک کرد و بعدها تا پایان عمر جز آثاری معدود، که به تاریخ، فلسفه، و عقاید مذهبی مربوط بود، چیزی ننوشت.

در بین کسانی که در مشاجرات مربوط به رمانتیسم با آرای مانزونی و تعالیم مکتب تازه به ...

رمان و انقلاب اسلامی

اکنون در سراسر جهان، همه ارواح منتظر دریافته اند که عصر تازه ای آغاز شده است. با این عصر تازه انسان تازه ای متولد خواهد شد – که شده است – و او روایت تازه ای از چگونه بودن خویش باز خواهد گفت. اگر قرار باشد که رمان تحول یابد – و چاره ای هم جز این نیست – تنها از این طریق است، از طریق تحول « من »...انسان جدید تا حدّ عضوی مکرر از یک دستگاه عظیم که به صورتی وحشت آور و کاملاً غیر انسانی، دقیق و منظم و بی وقفه کار می کندکاهش یافته است. فردیت انسان و آزادی و اختیار او در یک حیات اجتماعی موریانه وار مستحیل شده است و « من » ها را دیگر نمی توان از یکدیگر تمییز داد...انقلاب اسلامی طلیعه فردایی دیگر است؛ چشمه آب حیاتی است در دل این وادی ظلمات. اما در جواب به این پرسش که این تحول تاریخی چگونه در ادبیات تجلی خواهد کرد چه باید گفت؟

(ناسیونالیزم رمانتیک) در افکار و آثار صادق هدایت - علرضا ذاکر اصفهانی

در نوشته‌های‌ متعددی‌ که‌ در طول‌ نیم‌ قرن‌ گذشته‌ درباره‌ هدایت‌ تدوین‌ شده‌ است‌ به‌ کمتر اثری‌ برمی‌خوریم‌ که‌ از هم‌رائی‌ او با ناسیونالیست‌های‌ زمانه‌اش‌ سخن‌ رانده‌ باشند. این‌ نوشته‌ها در رد و یا اثبات‌ او عمدتاً‌ حول‌ احوالات‌ شخصی‌ و اتوبیوگرافی‌ هدایت‌ و یا نامه‌هایش‌ به‌ دوستان‌ و یا نقد آثار وی‌ در نهایت‌ مرگ‌اندیشی‌ این‌ نویسنده‌ پر سرو صدا اشارت‌ دارد. ولی‌ هر چه‌ در مورد او نوشته‌ و یا گفته‌اند کمتر به‌ هدایت‌ سیاسی‌ پرداخته‌اند. او قبل‌ از هر چیز نویسنده‌ای‌ است‌ با سبک‌ خاص‌ خویش‌ که‌ توانسته‌ است‌ در تاریخ‌ ادبیات‌ معاصر ایران‌ جای‌ بازنماید و بخشی‌ از صفحات‌ تاریخ‌ نقد ادبی‌ را به‌ خود اختصاص‌ دهد. ولی‌ تعامل‌ او با مناسبات‌ سیاسی، اجتماعی‌ و فرهنگی‌ روزگارش‌ چیست؟