سوالات جدید قرآنی

جهت استفاده در سوالات جدید و پر بیننده

آدرس

http://www.porsemanequran.com/fa/taxonomy/term/566/0

آخرین بروزرسانی

یک ساعت 20 دقیقه قبل

August 24, 2008

خداوند قبل از آفرینش جهان هستی به چه کاری مشغول بوده؟ چرا انسان ها را آفرید؟

پرسش:
خداوند قبل از آفرینش جهان هستی به چه کاری مشغول بوده؟ چرا انسان ها را آفرید؟
پاسخ:
این پرسش، سابقه دیرینه ای دارد و مانند برخی از مسائل فلسفی، برای همگان مطرح است. غالب انسان ها مایلند بفهمند كه هدف خلقت خودشان و یا مجموعه انسان ها چیست؟ این پرسش برای افرادی به صورت یك عقده «لاینحل» در می آید كه دایره هستی را به جهان ماده منحصر می نمایند و مرگ را پایان زندگی بشر می دانند و عالمی به نام «رستاخیز» و سرایی به عنوان «آخرت» را نمی پذیرند; امّا كسانی كه زندگی مادّی را برای انسان، منزلی از منازل زندگی بشر می دانند و به دنبال این جهان به سرای دیگری معتقدند و این جهان را روزنه و پلی برای نیل به ابدیت می دانند، پاسخ به این پرسش، آسان است و بر فرض اگر هدف از آفرینش انسان را در این جهان نتوانند بدانند، هدف از خلقت را در جهان دیگر و در زندگی ابدی، جستوجو می كنند و می گویند: «هدف خلقت انسان، در این جهان، آماده كردن او برای یك زندگی ابدی و جاودانی است كه خود، هدف و مطلوب نهایی است.» بعد از ذكر این مقدمه، به طور اجمال به بررسی هدفِ آفرینش می پردازیم: برای خلقت و آفرینش، دو هدف می توان تصور كرد: نخست: هدف متوسط; دوم: هدف غایی و عالی با مراجعه به آیات قرآن و روایات اهل بیت(علیهم السلام)، روشن می شود كه هدف متوسطِ خلقت، عبادت و بندگی خداست. این مطلب، در همه پدیده های عالم، ساری و جاری است. خداوند، درباره همه اشیای مادّی عالم می فرماید: «...وَ إِن مِّن شَیء إِلاَّ یُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ وَ لَـكِن لاَّ تَفْقَهُونَ تَسْبِیحَهُمْ...» (اسراء، 44) همه موجودات، تسبیح خدا می گویند; امّا شما تسبیح آنان را نمی فهمید.» و درباره انسان و جنّ نیز می فرماید: «وَ مَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الاِْنسَ إِلاَّ لِیَعْبُدُونِ». (ذاریات، 56) آفرینش انسان و جنّ برای بندگی است. بنابراین، از دیدگاه وحی، همه هستی تسبیح گوی ذات اوست! امّا هدف عالی و غایی، وصول به مبدأ نور هستی است; یعنی منتهی الیه سیر مخلوقات، اوست: «و أنّ إلی ربّك المنتهی». (النجم، 42) انتهای سیر انسان به سوی پروردگار است: «إنّ إلی ربّك الرجعی». (علق، 8) بازگشت همگان به سوی خداست: «إنّا للّه و إنّا إلیه رجعون». (بقره، 156) همه این آیات، غایت سیر را روشن می كند. البته رسیدن به خدا، همان به كمال مطلق رسیدن مخلوقات است. هنگامی پدیده های هستی كمال آخِر خود را می یابند كه به قرب الهی برسند. پس روشن شد هدف غایی خلقت، به كمال رسیدن همه موجودات و رسیدن انسان به مقام قرب الهی است. در این جا دو مطلب دیگر را نیز باید مورد توجه قرار داد: نخست این كه خدای متعال، فیاض به تمام معناست و باران رحمت او همیشه بر بندگان می بارد و مانعی هم برای آن نمی توان تصور كرد; به دیگر سخن، مقتضی موجود و مانع مفقود است; پس باید خلق كند; چون لازمه ذات او خلاقیت و فیاض بودن است. دوم این كه آیا خدا در آفرینش، ذی نفع است یا نه؟ در پاسخ باید گفت: منفعت و سود، به خلق بر می گردد; نه به خالق; یعنی خدا ذی نفع نیست; یا به عبارت دیگر، ناقص نیست كه با این كار به كمال برسد; بلكه سود به مخلوق بر می گردد. من نكردم خلق تا سودی كنم *** بلكه تا بر بندگان جودی كنم به دیگر سخن: آفرینش، احسان و فیض از جانب خدا نسبت به مخلوقات است و چنین آفرینشی حُسن ذاتی دارد و قیام به انجام دادن فعلی كه ذاتاً پسندیده است، جز این كه خودِ فعل زیبا باشد، به چیز دیگری نیاز ندارد; بنابراین اگر كسی بپرسد: چرا خالق منّان، دست به چنین كار پسندیده با لذات زده است؟ در پاسخ باید گفت: خداوند كه فیّاض علی الاطلاق است، (با توجه به این كه می توانست موجودی را خلق كرده، به كمال برساند) اگر چنین نمی كرد، جای پرسش و ایراد بر او بود. ممكن است این پرسش نیز در ذهن انسان مطرح شود كه مگر خداوند نیازمند پرستش بندگان است؟ در پاسخ می گوییم: همان طور كه می دانید، هدف از فعل، در خداوند متعال و انسان ها متفاوت است. هدف در افعال انسان عبارت است از فایده ای كه هنگام فعل، انسان در نظر می گیرد و برای رسیدن به آن تلاش می كند; یعنی هدف انسان از فعالیت هایش دفع كمبودها و نیازمندی های خودش می باشد; امّا درباره خداوند نمی توان گفت: هدف از فعل او تأمین نیازمندی ها و رفع نواقص از وجود او است; زیرا خدای متعال به چیزی نیاز ندارد تا برای تأمین آن كاری انجام دهد. او كمال مطلق است و هر كس هر چه دارد و هر بهره ای كه از هستی داشته باشد، از او گرفته است و در ذات خود فاقد چیزی نیست تا با انجام دادن كاری كامل شود; بلكه هدف از افعال خداوند، تناسب با ذات الهی داشتن یا رفع نیاز بندگان است. عبادت هم جزو اهداف آفرینش است و از اهداف متوسط برای رسیدن به كمال نهایی و غایی می باشد و فایده عبادت، تنها عاید بنده می شود و او را پرورش داده، از نقص به كمال می برد و در عبادتِ بنده هیچ فایده ای برای خداوند متصور نیست. بنابراین، همان طور كه اشاره شد، هدف غایی از آفرینش انسان، تكامل و وصول به رحمت الهی است و افرادی می توانند از این رحمت و فیض الهی استفاده كنند كه به نهایت درجه تكامل رسیده باشند; از این رو، اثر تكامل، آرامش در سایه سار رحمت الهی است: «وَ لاَ یَزَالُونَ مُخْتَلِفِینَ * إِلاَّ مَن رَّحِمَ رَبُّكَ وَ لِذَ لِكَ خَلَقَهُمْ; (هود، 118 و 119) آنان همواره در اختلافند; مگر آن چه پروردگارت رحم كند و برای همین ]رحمت[ آنان را آفرید.» كه این باعث ورود به بهشت و زندگی جاودان داشتن در آن جا می شود. چنان كه مولای متقیان می فرماید: «بی گمان، خدای سبحان دنیا را مقدمه ای برای زندگی پس از آن قرار داده است و آن را برای مردم، بوته آزمونی شمرده است تا هر آن كه را نیكوكارتر است، باز شناسد. این است كه ما برای دنیا آفریده نشده ایم و مأموریت مان تلاش در جهت آن نیست; بلكه برای آزمایش در دنیا نهاده شده ایم». در پایان، مناسب است به «هدف نهایی» در كارهای انسان نیز اشاره ای كنیم: از ویژگی های هدف نهایی این است كه هر چه باشد، چون و چرا نمی پذیرد; توضیح این كه: اگر از دانش آموزی بپرسیم: برای چه درس می خوانی؟ می گوید: برای این كه به دانشگاه راه یابم. باز اگر پرسش كنیم: دانشگاه را برای چه می خواهی؟ می گوید: برای این كه دكتر یا مهندس شوم. می گوییم: مدرك برای چه می خواهی؟ می گوید: برای این كه فعالیت مثبتی انجام دهم و درآمد خوبی داشته باشم. باز اگر بپرسیم: درآمد خوب را برای چه می خواهی؟ می گوید: برای این كه زندگی آبرومند و مرفهی داشته باشم. سرانجام می پرسیم: زندگی مرفه و آبرومند برای چه می خواهی؟ در این جا می بینیم، لحن سخن او عوض می شود و می گوید: خوب برای این كه زندگی مرفه و آبرومندی داشته باشم; یعنی همان پاسخ سابق را تكرار می كند و این پاسخ نهایی او به شمار می رود. دلیل آن هم این است كه او همواره بر پاسخ پایانی خویش تأكید خواهد كرد. در این جا هم وقتی گفته می شود: هدف از آفرینش چیست؟ می گوییم: برای تكامل انسان و دریافت رحمت خدا. اگر پرسیده شود: تكامل و قرب پروردگار برای چه منظوری است؟ می گوییم: برای قرب به پروردگار! یعنی این هدف نهایی است و همه چیز را برای تكامل و قرب می خواهیم; امّا قرب و دریافتِ رحمت، ذاتاً ارزشمند است و ماورای آن خوبی دیگری نیست. پاورقی:

راههای كه بتوانیم شخصی را به قرآن معتقد نماییم چیست؟

پرسش:
راههایی كه بتوانیم شخصی را به قرآن معتقد نماییم چیست؟
پاسخ:
از راه های مختلف می توان اعتقاد به قرآن را محكم كرد، از جمله:
1. بهترین راه استحكام اعتقاد نسبت به كتاب الهی، شناخت و معرفت به آن در ابعاد مختلف است از جمله شناخت جنبه های اعجاز آن مثل اعجاز علمی، عددی، بیانی و... چنان كه برخی از غیر مسلمانان با شنیدن و آگاهی نسبت به جنبه های شگفت انگیز قرآن و آشنا شدن با معارف عمیق آن به اسلام و قرآن ایمان آورده و معتقد شده اند.

August 18, 2008

در رابطه با بحث انتظار مهدویت آیا در قرآن نیز آیاتى آمده است؟

پرسش:
در رابطه با بحث انتظار مهدویت آیا در قرآن نیز آیاتى آمده است؟
پاسخ:
مسأله صبر و انتظار براى ظهور و انقلاب جهانى حضرت مهدى ـ عجل الله تعالى فرجه الشریف ـ از جمله مسائلى است كه دشمنان و مخالفان آن، گاه در صدد تحریف آن برمى آیند و آن را به عكسِ مفهوم حقیقى نشان مى دهند; براى رهایى از دام چنین شبهاتى; نخست لازم است با مفهوم حقیقى انتظار آشنا شویم.

July 23, 2008

وحی چیست؟

پرسش:وحی چیست؟
پاسخ:
وحی در قرآن، به معانی متعددی به كار رفته است كه می توان آنها را در یك تقسیم بندی چنین بیان كرد: معنای لغوی وحی عبارت است از: اعلام سریع و مخفیانه كه همه موارد استعمال وحی در قرآن را به گونه ای حقیقی و یا مجازی شامل می شود; به عبارت دیگر، معانی مذكور همگی ریشه در معنای لغوی داشته و بدین معنا برگشت می كنند. (1)
الف) وحی به پیامبران: (كَذَ لِكَ یُوحِی إِلَیْكَ وَ إِلَی الَّذِینَ مِن قَبْلِكَ...)(2) این گونه خدای مقتدر حكیم به تو و رسولان پیش از تو وحی می كند. استعمال كلمه وحی در بیشتر موارد بدین معنا است; در مورد وحی، تقسیم بندی های دیگری نیز مطرح شده كه تفاوت چندانی در ماهیت آن وجود ندارد.

July 14, 2008

آیاتى كه در شأن حضرت على(ع) نازل شده ، كدام است ؟

پرسش:
آیاتى كه در شأن حضرت على(ع) نازل شده ، كدام است ؟
پاسخ:
پاسخ : آیات زیادى از قرآن كریم در شأن على بن ابى طالب(ع) نازل شده است و آیات بیشترى با بیان پیامبر و ائمه معصومین (ع) بر آن حضرت تطبیق گشته است .
به طور كوتاه به برخى از آیاتى كه مفسران و محدثان شیعه و سنى بر نزول آن ها درباره حضرت على(ع) اعتراف نموده اند ، اشاره مى كنیم :
1 . سوره احزاب ، آیه 33 : «إِنَّمَا یُرِیدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَ یُطَهِّرَكُمْ تَطْهِیرًا ; (احزاب ، 33) همانا خداوند مى خواهد رجس و پلیدى را از شما خاندان پیامبر ببرد و شما را كاملا پاك سازد .»

July 13, 2008

چه آیاتى در قرآن كریم ، درباره مراسم اعتكاف و آداب آن ذكر شده است ؟

پرسش : چه آیاتى در قرآن كریم ، درباره مراسم اعتكاف و آداب آن ذكر شده است ؟
پاسخ: آیاتى كه درباره اعتكاف نازل شده ، عبارت است از:
1 . «. . .وَ عَهِدْنَآ إِلَى إِبْرَ هِیمَ وَ إِسْمَـعِیلَ أَن طَهِّرَا بَیْتِىَ لِلطَّـآئـِفِینَ وَ الْعَـكِفِینَ وَ الرُّكَّعِ السُّجُودِ ; (بقره ، 125) و ما به ابراهیم و اسماعیل امر كردیم كه خانه مرا براى طواف كنندگان و مجاوران و ركوع كنندگان و سجده كنندگان پاك و پاكیزه كنید .»

July 9, 2008

چگونگی حرام شدن شراب در قرآن را مشخص نمایید

پرسش:
لطفا چگونگی حرام شدن شراب در قرآن و آیه های مربوط به این موضوع را مشخص نمایید
پاسخ:
شراب خوارى و مِى گسارى در زمان جاهلیت و قبل از ظهور اسلام فوق العاده رواج داشت; و به صورت یك بلاى عمومى درآمده بود ، تا آن جا كه بعضى از مورخان مى گویند: عشق عرب جاهلى در سه چیز خلاصه مى شد: شعر ، شراب و جنگ ! و نیز از روایات استفاده مى شود كه حتى بعد از تحریم شراب ، مسأله ممنوعیت آن براى بعضى از مسلمانان فوق العاده سنگین و مشكل بود تا آن جا كه مى گفتند: هیچ حكمى بر ما سنگین تر از تحریم شراب نبود .

July 8, 2008

مراحل جداشدن روح از بدن در لحظه مرگ انسان چگونه است؟

پرسش:
مراحل جداشدن روح از بدن در لحظه مرگ انسان چگونه است؟
پاسخ:
لحظه مرگ بسیار حساس و خطرناك است حتى خوبان و نیكان از آن دلهره و وحشت دارند ; البته منافاتى نیز ندارد كه در عین حال كه ترس دارند ، به ملاقات پروردگار نیز علاقه داشته باشند مانند غواصى كه به یافتن مروارید علاقمند است در عین حال از غرق شدن در دریا هم بیم و ترس دارد . خداوند متعال مى فرماید : «وَ جَآءَتْ سَكْرَةُ الْمَوْتِ بِالْحَقِّ ذَ لِكَ مَا كُنتَ مِنْهُ تَحِیدُ ;(ق ،19) و سرانجام سكرات مرگ به حق فرا مى رسد ، این همان چیزى است كه از آن مى گریختى » . در هنگام سكرات و حالت احتضار و آستانه مرگ حوادث گوناگونى براى انسان رخ مى دهد ; از جمله :

July 7, 2008

نظر قرآن كریم در مورد آفرینش انسان چیست؟.

پرسش:
نظر قرآن كریم در مورد آفرینش انسان چیست؟.
پاسخ:
قرآن كریم، براى انسان نخست، سه مرحله از خلقت قائل است:
الف) مرحله مبدأ، كه ماده نخستین است و خلقت انسان به آن منتهى مى گردد. قرآن این مرحله را به شرح زیر معرفى مى كند:
1. خاك: «یَـأَیُّهَا النَّاسُ إِن كُنتُمْ فِى رَیْب مِّنَ الْبَعْثِ فَإِنَّا خَلَقْنَـكُم مِّن تُرَاب; (حج، 5) اى مردم، اگر درباره رستاخیز شك و تردید دارید، ما شما را از خاك آفریده ایم»، همچنین سوره ها و آیات: «آل عمران، 59 / كهف، 37 / روم، 20 / فاطر، 11 / غافر، 67»، در این زمینه وارد شده است.

July 6, 2008

آیا نمیشه از خدا با زبان عادی تشکر کرد و نماز نخوند؟

پرسش:
آیا نمیشه از خدا با زبان عادی تشکر کرد و نماز نخوند؟
پاسخ:
سپاسگزارى اقسامى دارد:
1 . «شکر قلب» ; یعنى اندیشه کردن درباره نعمت ;
2 . «شکر زبان» ; یعنى ثنا گفتن براى نعمت دهنده ;
3 . «شکر سایر اعضا» ; یعنى همه اعضا و جوارح انسان به وظایف و تکالیف شان عمل کنند . قرآن کریم مى فرماید: «اعْمَلُواْ ءَالَ دَاوُدَ شُکْرًا ›› (سبا ، 13) اى آل داود ، شکر این همه نعمت را به جاى آورید .» شکر بیشتر از مقوله «عمل» است و باید آن را در لابه لاى اعمال انسان دریافت و شاید به همین علت ، قرآن کریم تعداد شکرگزاران واقعى را اندک شمرده است: «قَلِیلاً مَّا تَشْکُرُونَ ; (ملک ، 24) کم تر شکر او را به جاى مى آورید .» ; «وَ قَلِیلٌ مِّنْ عِبَادِىَ الشَّکُورُ ; (سبا ، 13) اما عده کمى از بندگان من شکر گذارند .» و در آیه 73 سوره نمل نیز مى فرماید: « وَ لَـکِنَّ أَکْثَرَهُمْ لاَ یَشْکُرُونَ ;(نمل ، 73) بیشتر آن ها شکرگزارى نمى کنند .» از طرف دیگز ، با توجه به این نکته که نعمت هاى خداوند که سر تا پاى وجود انسان را احاطه کرده ، آن قدر زیاد است که قابل شماره نیست ، روشن است که چرا شکر به مفهوم واقعى اش در برابر تمام نعمت ها به گونه اى که همه را بدون استثنا در طریق بندگى خدا ـ که نعمت ها براى آن آفریده شده است ـ به کار گیرد کم تر یافت مى شود . به تعبیر دیگر و به گفته بعضى از مفسران بزرگ ، «شکر مطلق» آن است که انسان همواره به یاد خدا باشد ; بى هیچ گونه فراموشى و در راه او گام بردارد ; بدون هیچ گونه معصیت ; و اطاعت فرمان او کند خالى از هرگونه سرپیچى ; و مسلم است که این اوصاف در کم تر کسى جمع مى شود . در حدیثى از امام صادق(علیه السلام)مى خوانیم: «شکر النعمة اجتناب المحارم ; شکر نعمت ، پرهیز از گناه است .» در حدیث دیگرى کسى از این امام بزرگوار پرسید: «آیا شکر پروردگار حدى دارد که اگر انسان به آن حد برسد شاکر محسوب شود ؟» فرمود: «آرى» پرسید: «چگونه ؟» فرمود: «خدا را بر تمام نعمت هایش چه در خانواده و چه در اموال حمد و ستایش کند و اگر در اموالى که به او داده حقى باشد ادا کند .»(1) توجه به این نکته نیز ضرورى است که تشکر و قدردانى از کسانى که وسیله نعمتى براى انسان هستند نیز شعبه اى از شکر خداست .(2) راه تقویت این صفت خصوصاً در مقابل خداى متعال توجه به نکات زیر مى باشد . 1 . در منطق قرآن خداى متعال بى نیاز از تشکر ماست و شکر ما در واقع ، منفعتش به سوى خود ما باز مى گردد یعنى کارى است جهت تأمین منافع خودمان ، لذا توجه به این نکته حسن منفعت خواهى ما را تقویت نموده و شکرگویى را بیشتر مى کند . «وَ مَن شَکَرَ فَإِنَّمَا یَشْکُرُ لِنَفْسِه ;(نمل ،40) هر کس شکر کند به سود خود شکر کرده است . 2 . توجه به نعمت هاى الهى . یکى از راه هاى تقویت حس شکرگزارى ، توجه به نعمت هاى الهى است نعمت هاى بى پایانى که او به ما ارزانى داشته که اگر بخواهیم شماره کنیم هرگز نمى توانیم . قرآن مجید در آیه 14 نحل مى فرماید: او کسى است که دریا را مسخر شما ساخت تا از آن گوشت تازه بخورید وسائل زینتى و کشتى ها براى بهرهورى از فضل خدا در خدمت شماست لَعَلَّکُمْ تَشْکُرُون توجه به این همه نعمت ها ، حس شکرگزارى را در شما زنده مى کند .(3) 3 . استفاده از ابزار شناخت سوره نحل آیه ، 78 مى فرماید خدا شما را از شکم مادرانتان خارج نمود در حالى که هیچ نمى دانستید اما براى شما گوش و چشم و عقل قرار داد تا شکر نعمت او را به جا آورید . چشم و گوش و عقل ابزار شناخت انسان است و استفاده صحیح از آن ها زمینه را براى شکر آماده مى سازد .(4) 4 . توجه به این نکته که شکر باعث زیادى نعمت مى شود خود باعث تقویت حس شکرگزارى انسان مى شود . قرآن مجید در سوره ابراهیم ، 7 مى فرماید: «لَـئِن شَکَرْتُمْ لاََزِیدَنَّکُم ;(ابراهیم ،7) شکر نعمت نعمتت افزون کند .» 5 . الگو پذیرى از صالحان و انبیاء ، یکى دیگر از راه هاى تقویت حس شکرگزارى پیروى از پاکان و انبیاى الهى است که در همه لحظات زندگى و در برابر همه نعمت هاى الهى ، کوچک و بزرگ ، شاکر بودند و قرآن از آن ها با صفت شکرگزار تجلیل مى کند و نه تنها از آن ها مى خواهد که شاکر باشد که مى گوید شکور یعنى مبالغه در شکر خیلى شکر بگویید .

از نظر قرآن كریم، عقل در چه جایگاهى قرار گرفته است؟

پرسش:
از نظر قرآن كریم، عقل در چه جایگاهى قرار گرفته است؟ لطفاً شماره آیات و سوره هاى مربوط به آن را بیان كنید.
پاسخ: الف ـ كلمه «عقل» در قرآن كریم با فعل هاى «عقلوه، یعقلون، تعقلون، نعقل» آمده است و مراد از آن فهم و درك و معرفت است.(1) «عقل» غالباً در مواردى به كار مى رود كه به دنبال «ادراك و فهم» وارد مرحله عمل گردد و باعث عوض شدن زندگى انسان شود. اسلام اساس خداشناسى و سعادت و نجات را بر عقل و خرد افراد نهاده است. چنان كه آیه شریفه 10 از سوره ملك، گناهِ عمده دوزخیان و عامل اصلى بدبختى آن ها را در به كار نگرفتن این نیروى الهى دانسته است. نقل شده كه جمعى از مسلمانان در محضر رسول خدا(صلى الله علیه وآله وسلم) از مسلمانى ستایش كردند; حضرت فرمود: «عقل او چگونه است؟» عرض كردند: اى رسول خدا! ما از تلاش و كوشش او در عبادت و انواع كارهاى خیر او سؤال مى كنیم، شما از عقلش سؤال مى فرمایید؟ فرمود: «مصیبتى كه از ناحیه حماقت احمق حاصل مى شود، بدتر است از فجور فاجران و گناه بدكاران; خداوند فرداى قیامت، مقام بندگان را به مقدار عقل و خرد آن ها بالا مى برد و بر این اساس به قرب خداوند نایل مى گردند.»(2)«تفكر» از ماده «فكر» و به معناى اعمال نظر و تدبر براى به دست آوردن واقعیات و عبرت ها و... است. در زمینه اهمیت دادن به «تفكر»، آیات فراوانى وارد شده از جمله: آل عمران، 191; رعد، 3; حشر، 21. در روایتى از امام رضا(علیه السلام) چنین نقل شده است: «عبادت به زیادى نماز و روزه نیست; بلكه عبادت واقعى تفكر در كار خداوند متعال و اسرار جهان آفرینش است.»(3)

July 5, 2008

اسامی قیامت در قران را نام ببرید.

پرسش:
اسامی قیامت در قران را نام ببرید.
پاسخ:
قرآن نام هاى بسیارى براى «معاد» انتخاب كرده كه آن نام ها به ویژگى ها و رخ دادهاى قیامت اشاره دارد. یكى از مشهورترین نام هاى روز رستاخیز «یوم القیامه» است، كه هفتاد بار در قرآن تكرار شده است. علاوه بر این، نام ها دیگرى هم در قرآن ذكر شده كه برخى از آن هاعبارتند از:
1.الیوم الاخر (بقره، 77)
2. یوم الحساب (غافر، 27)

July 3, 2008

شیطان چگونه توانست حضرت آدم را وسوسه كند؟

پرسش:
وقتی ابلیس به واسطه تمرد از فرمان الهی از بهشت رانده شد، چگونه توانست، وارد بهشت شود و حضرت آدم را وسوسه كند، اگر بگویید در بهشت دیگری بوده دلیل آن چیست؟
پاسخ:
بهشتی كه آدم و حوّا(علیهما السلام) در آن بودند، بهشت جاویدان ـ كه به مؤمنان وعده داده شده ـ نبوده; بلكه باغی از باغهای با شكوه و پر نعمت خداوند بوده كه در یكی از مناطق سرسبز زمین قرار داشته است و مقصود از هبوط و نزول آدم به زمین، نزول مقامی است نه مكانی; یعنی از مقام ارجمند خود و از آن بهشت سرسبز پایین آمدند.

July 1, 2008

وحی چیست؟

پرسش:
وحی در قرآن به چند معنا آمده است؟
پاسخ:
پاسخ : وحی در قرآن، به معانی متعددی به كار رفته است كه می توان آنها را در یك تقسیم بندی چنین بیان كرد: معنای لغوی وحی عبارت است از: اعلام سریع و مخفیانه كه همه موارد استعمال وحی در قرآن را به گونه ای حقیقی و یا مجازی شامل می شود; به عبارت دیگر، معانی مذكور همگی ریشه در معنای لغوی داشته و بدین معنا برگشت می كنند.